تنوع

قانون شکنان آمريکايي American Outlaws

تاريخ انتشار : 17 آگوست 2001
استديو : Warner Bros
کارگردان : Les Mayfield
نويسنده : Roderick Taylor, John Rogers
بازيگران : Colin Farrell, Nathaniel Arcand, Kathy Bates, Scott Caan, Timothy Dalton, Ali Larter
سايت رسمی : American Outlaws
نوع فيلم : اکشن ، وسترن ، کمدی
رده سنی : PG-13
مدت 94 دقيقه

خلاصه فيلم :
زمانيکه ساکنين يک شهر کوچک در غرب وحشی متوجه می شوند که يک سرمايه دار با نفوذ و فاسد برای ساخت راه آهن می خواهد زمينهای آنها را از چنگشان در آورده و در اختيار بگيرد گروهی از مزرعه داران به رهبری فردی به اسم جسی جيمز ( با بازی کالين فارل ) متحد می شوند تا حقوق مشروع خود را بازپس گيرند . در جريان اين انتقام گيری ، آنها دست به سرقت از بانکها می زنند و از پول سرقت شده به فقرا کمک می کنند و بنابراين رفته رفته تبديل به بزرگترين و مشهورترين قانون شکنان غرب وحشی می شوند .

 

iconبرای دانلود کلیک کنید

icon برچسب ها: , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: 22 ژانویه 2012
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • هوایی که من تنفس می کنم The Air I Breathe

    هوایی که من تنفس می کنم :

    The Air I Breathe

    کارگردان : Jieho Lee نویسنده : Jieho Lee . Bob DeRosa

    بازیگران :

    Sarah Michelle Gellar … Sorrow

    Kevin Bacon … Love

    Brendan Fraser … Pleasure

    Forest Whitaker … Happiness

    Andy Garcia … Fingers

    و…………. سال : 2008

    ژانر : جنایی

    درجه سنی : R

    محوریت فیلم : / ستاره موسیقی پاپ / دکتر / بازرگان / اوباش /

    خلاصه داستان فیلم:
    این فیلم داستان افراد گوناگون در موقعیت های مختلف است . یک بازرگان که تمام زندگیش را بر روی یک اسب مسابقه ای شرط بندی کرده است یک گانگستر که به اینده می نگرد یک خواننده موسیقی پاپ که قربانی رییس یک گروه تبهکار می شود و در اخر یک دکتر که سعی دارد زندگی معشوقعه اش را نجات دهد .



    ( بعضی چیزها را هرگز نمی توان عوض کرد )

    " هوایی …" بر اساس یک ضرب المثل چینی ساخته شده که می گوید : زندگی بر پایه چهار چیز ساخته شده است " خوشبختی – خوشی – غم – عشق " و شخصیت های فیلم نیز همگی یکی از این حالت ها را شامل

    می شوند .
    جیو لی کارگردان این فیلم اولین تجربه ساخت فیلم بلند را پشت سر گذاشته است . وی در پیش از این فیلم کوتاه A Nursery Tale را کارگردانی کرده بود . متاسفانه باید گفت که لی برای اولین کار بلند سینمایی خود لقمه بسیار بزرگی برداشته است ! ساختن فیلمی که در این چند زندگی همزمان باید به تصویر کشیده شود به هیچ وجه کار ساده ای نیست پیش از این و در سال 2005 فیلم بسیار موفق " تصادف " به کارگردانی پاول هگیس توانسته بود موفقیتهای زیادی به دست بیاورد و البته نباید از استاد بی رقیب ساخت اینگونه فیلمها یعنی رابرت آلتمن غافل شد .


    تا هنگامی که داستان مربوط به شخصیتهای فارست ویتاکر و براندون فریزر هست فیلم قابل تحمل است اما هنگامی که شخصیتهای بعدی ( از جمله خواننده که نقش ان را سارا میشل گلار بازی می کند ) فیلم کاملا تبدیل به یک فیلم گیج کننده با انبوهی از داستانهای مختلف که ربط دادن این داستانها با یکدیگر شاید مهمترین کاری است که لی نتوانسته انجام دهد !.
    این فیلم دارای انبوهی از بازیگران ستاره هالیوود است اما تقریبا همه انها در فیلم گم هستند ! . بهرحال این فیلم می توانست بسیار بهتر از این باشد اما …



     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: 13 ژانویه 2012
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • نام فیلم : دومینو – Domino

    نام فیلم : دومینو – Domino
    محصول سال : 2005
    هنرپیشگان: Keira Knightley, Mickey Rourke, Edgar Ramirez, Riz Abbasi, Ian Ziering
    کارگردان: Tony Scott
    خلاصه فیلم : این فیلم بر اساس زندگی واقعی دومینو هاروی دختر سی و پنج ساله لارنس هاروی بازیگر مشهور انگلیس ساخته شده است .دومینو هاروی با وجود تعلق به طبقه مرفه لس آنجلس، طالب زندگی پر هیجان و پر خطری است. از این رو به گروهی از جایزه بگیر ها می پیوندد. این گروه به رهبری اد مازبی به زودی شهرتی در دستگیری خلافکاران به هم می زند و یک تهیه کننده تلویزیون به نام مارک هیس دست به کار می شود تا فیلمی مستند از کارهای آنها بسازد. اما آشنایی این گروه با کلرمونت ویلیامز و سرقت ده میلیون دلار از ثروتمندی بی رحم آنها را به زودی وارد ماجرایی می کند، که فرجام اش برای بعضی از اعضای گروه جز مرگ چیز دیگری نیست.از نکات قابل توجه فیلم بازی یک هنرپیشه ایرانی بنام « رضوان عباسی » در یکی از نقش های اصلی این فیلم است .
    گروه فیلم : اکشن

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: 10 ژانویه 2012
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • The mask of zorro

    نقاب زورو The Mask Of Zorro
    تاريخ انتشار : 24 ژولای 1998 استديو Tristar
    کارگردان : Martin Campbell
    نويسنده : Ted Elliott
    بازيگران Anthony Hopkins, Antonio Banderas, Catherine Zeta-Jones,
    نوع فيلم : اکشن ، درام ،عاشقانه ، کمدی رده سنی : PG-13
    مدت 136 دقيقه

    خلاصه فيلم :
    در قرن نوزدهم در مکزيک شمشيرزنی نقاب دار به اسم زورو ( با بازی آنتونی هاپکينز ) يک قهرمان مردمی است که بر عليه قوانين استبدادی دولت اسپانيا که توسط فرماندار ستمکاری به اسم مونترو در آنجا اجرا می شود قيام می کند . متاسفانه در شب بزرگترين پيروزی زورو بر فرماندار و نجات مردم ، مونترو به راز زورو پی برده و هويت اصلی او را می فهمد و متوجه می شود که زورو يکی از افراد مشهور شهر به اسم دون ديگو است . بنابراين به خانه او حمله می کند و پس از دستگيری زورو و کشتن همسرش ، دختر او را نيز دزديده و ادعا می کند که آن دختر فرزند خودش می باشد . بيست سال بعد مونتررو به منظور انجام يک نقشه پليد و تحت سلطه قرار دادن مردم و استخراج طلا به کاليفرنيا می رود . زمانيکه دون ديگو از اين موضوع مطلع می شود از زندان گريخته و خودش را برای انتقام آماده می کند . دون ديگو می کوشد تا با دادن آموزشهای مبارزه به فردی به اسم آلخواندرو ( با بازی آنتونيو باندارس ) که يک دزد ساده بوده و برادرش توسط فرماندار کنونی کشته شده ، جانشينی شايسته برای زورو بسازد و از اين راه از مونترو انتقام بگيرد . آنها بايستی خودشان را برای مبارزه با مونترو و فرماندار کنونی و نيز باز پس گيری دختر گمشده دون ديگو ) با بازی کاترين زتا جونز ) آماده کنند . يکبار ديگر دشمنان آزادی و عدالت بايستی از مرد نقابداری که علامت وی Z است در هراس باشند

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: 8 ژانویه 2012
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • دانشکده Kollegiet

    کارگردان: مارتین بارنوویتز
    فیلمنامه: یانیک تای موشولت
    موسیقی: توبیاس هایلندر، اُیویتدوینگارد
    مدیر فیلمبرداری: میکاییل والنتین
    تدوین: بنیامین بیندروپ
    طراح صحنه: استینه المهولت
    بازیگران: نیل رونهولت [کاترینه]، میکل آرندت [رولف]، یولی اولگارد [سانه]، میرا وانتینگ [لنا]، یون لانگه [لوکاس]، استین استیگ لومر [پدر کاترینه]
    ٩٠ دقیقه
    محصول ٢٠٠٧ دانمارک

    نام دیگر: Room 205

    نامزد جایزه بهترین جلوه های ویژه از جشنواره رابرت
    خلاصه ی فیلم:

    کاترینه دختری شهرستانی، بعد از مرگ مادرش به خوابگاهی دانشجویی در کپنهاگ نقل مکان می کند. اما به محض ورود با برخورد خصومت آمیز دانشجویی دیگر به نام سانه روبرو می شود. این برخوردها بعد از رابطه جنسی گذرای کاترینه با لوکاس دوست پسر سابق سانه خصومت بیشتری پیدا می کند. اما همزمان وقایعی عجیب نیز در شرف وقوع است. شایعاتی بر سر زبان هاست مبنی بر اینکه در اتاق ٢٠٥ که سانه در آن زندگی می کند، روح سرگردان دختری مقتول هم ساکن است. کاترینه ابتدا این شایعات را که از سوی سانه و دوستانش مطرح می شود، جدی نمی گیرد. اما شبی بعد از شوخی ترسناک دیگران با او روحی را در آینه اتاق سانه دیده و از هوش می رود. کاترینه قبل از بیهوش شدن آینه را می شکند و ندانسته باعث خروج روح می شود. با کشته شدن یکی از دانشجویان دختر خوابگاه، موضوع جدی شده و سانه کاترینه را متهم به قتل می کند. کاترینه که در بدو ورود با پسر کمرو و گریزپایی به نام رولف و ساکن قبلی اتاقش روبرو شده بود، بعدها با وی دوست شده و ماجرا را به او می گوید. رولف تنها کسی است که قصه کاترینه را باور می کند و قصد کمک به وی را دارد. اما قبل از انجام هر کاری لوکاس نیز به شکلی فجیع کشته می شود. رولف و کاترینه سعی می کنند آینه شکسته را یافته و روح سرگردان را به درون آن بازگردانند. اما سانه که به خشم آمده با در دست داشتن آخرین قطعه آینه شکسته قصد جان کاترینه را می کند. پی آمد این کار کشته شدن سانه و سرانجام بازگردانده شدن روح سرگردان به درون آینه است. اما مدتی بعد، کاترینه روح سانه را در آینه مشاهده می کند…

    چرا باید دید؟

    مارتین بارنوویتز ٣٤ ساله و دانمارکی است. از سال ١٩٩٩ با ساختن فیلم های تلویزیونی شروع به فیلمسازی کرده و نقطه قوت کارنامه اش فیلم کوتاه Glimt af mørke(٢٠٠٤) برنده جایزه بهترین فیلم کوتاه جشنواره مانهایم-هایلبرگ است. از بررسی منابع موجود چنین برمی آید که دانشکده یا اتاق ٢٠٥ اولین فیلم بلند سینمای اوست و پیش از آن ٨ فیلم کوتاه، مستند و ویدئویی ساخته است.

    دانشکده که مانند فیلمی به همین نام ساخته رابرت رودریگز در ١٩٩٨ در محیط یک کالج می گذرد و قصه اش را بر اساس اسطوره ای محلی روایت می کند؛ یک فیلم ترسناک کلیشه ای است که قهرمانش گذشته ای پر ابهام دارد، مادرش بیماری روانی داشته و برای اولین بار می خواهد تنها زیستن را در جایی دور از شهر خود تجربه کند. طبیعی است حضور وی در خوابگاهی که گذشته ای تاریک دارد و کهن الگوی فیلم های ترسناک[تجاوز گروهی به یک زن] را یدک می کشد، نباید جای کار زیادی در اختیار کارگردانش قرار بدهد. با این حالبارنوویتز کوشیده تا با اتخاذ نحوه تصویر برداری دانه دانه و تدوینی پر ضرب آهنگ مکانیسم مناسبی برای خلق هیجان خلق کند. بودجه مناسبی در حد ٦ میلیون کرون دانمارک نیز در اختیار داشته که با دقت آن را مصرف کرده، اما آن چه در پایان گیر تماشاگر می آید جز یک فیلم کلیشه ای ترسناک و خوش ساخت چیز دیگری نیست. قصه ای مانند هزاران فیلم خونریز ترسناک نوجوان پسند آمریکایی که این بار در اسکاندیناوی ساخته شده است. البته با توجه به محیط خوفناک این منطقه مخصوصاً زمستان تاریک و طولانی آن، خلق و شکل گیری داستان های هراس آور چندان دور از ذهن نیست. اما تلاش برای رسیدن به الگوهای هالیوودی چیز دیگری است.

    کارگردان در اولین فیلم بلندش به خوبی موفق به جذب تماشاگر و سهیم کردن او در ترس قهرمانش می شود، اما راهکار نهایی اش برای نجات از چنگ روح مزاحم کمی ساده و بچگانه به نظر می رسد. تنها نکته بارز فیلم بازی خوب یولی اولگارد در نقش سانه سلیطه است که تماشاگر دوست دارد از او نفرت داشته باشد.

    ژانر: ترسناک

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: 25 دسامبر 2011
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • blood and chocolate

    blood and chocolate

    کارگردان :Katja von Garnier

    محصول سال :2007

    کشور :USA

    هنرپیشه ها :Agnes Bruckner , Hugh Dancy , Olivier Martinez , Katja Riemann , Bryan Dick , Chris Geere , Tom Harper , John Kerr , Jack Wilson , Vitalie Ursu

    ژانر :Drama / Fantasy / Horror / Romance

    تاریخ اکران: 26 ژانویه 2007 میلادی

    خلاصه ی داستان:سال ها قبل والدین ویوین در آمریکا به شکلی وحشیانه توسط شکارچیان انسان های گرگ نما کشته شده اند. ویوین از این حمله نجات یافته و نزد اقوامش در بوخارست پناه گرفته و در آنجا بزرگ شده است. زندگی برای او و کسانی چون او در فرار و تلاش برای مخفی شدن از چشم شکارچیان خلاصه شده است. به نظر می رسد که انسان های گرگ نما به رهبری گابریل موفق شده اند تا در بخارست سرانجام پناهگاهی یافته و زندگی بی سر و صدایی را در پیش بگیرند. اما این فقط ظاهر قضایاست

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: 6 دسامبر 2011
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • خون راين Bloodrayne‌

    خون راين Bloodrayne‌

    كارگردان : اوو بال ( Uwe Boll )

    بازيگران :

    كرستينا لوكن ( KristannaLoken ) نقش Rayne
    ميشل رودريگوئز ( Michelle Rodriguez ) نقش Katarin
    بن كينگزلي ( Ben Kingsley ) نقش Kagan
    مايكل مدسن ( Michael Madsen) نقش Vladimir
    متيو ديويس ( MatthewDavis ) نقش Sebastian
    بيلي زين (Billy Zane ) نقش Elrich
    ويل ساندرسون ( Will Sanderson ) نقش Domastir
    ميت لوف ( Meat Loaf ) نقش Leonid
    جرالدين چاپلين ( GeraldineChaplin ) نقش Fortune Teller
    برايان سي نايت ( Bryan C. Knight ) نقش Thadius
    آدرين مك كويين ( AdrienneMcQueen ) نقش Female soldier
    كريس تورس ( Chris Torres ) نقش Brimstone man

    گونه فيلم :اكشن/حادثه اي/ترسناك/فانتزي/تخيلي

    درجه فيلم :Rبراي صحنه هاي خونين شديد و صحنه هاي عشقي و برهنه

    توزيع كننده :رومار اينتريتمنت

    محصول :2005 كشورهاي آمريكا و آلمان

    اكران : 6 ژانويه 2006 ( 16 ديماه 84)

    خلاصه داستان :

    در قرن 18، در «رومانيا» راين دختري است با مادري از نسل انسان و پدري از نسل دراكولاي خون آشام. راين با اينكه از نيرويي مافوق بشر برخوردار است، در مقابل انسانها روحيه اي ملايم و قلبي رئوف دارد. او تصميم مي گيرد پدر خون آشام خود، «كاگان» را پيدا كند. او در مسير يافتن پدرش با دو شكارچي خون آشامان آشنا مي شود و … .

    ايده اوليه خبر از ساخت فيلم متفاوتي در ژانر وحشت مي داد. اين اتفاق اكنون بسيار كمرنگ است. حاصل كار جدا از نقش آفريني بازيگري همچون بن كينگزلي چندان قابل اعتنا نيست

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: 30 نوامبر 2011
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • نام فیلم : گل 2 : زندگی در رویا – Goal II Living the Dream

    نام فیلم : گل 2 : زندگی در رویا – Goal II Living the Dream
     10f
    محصول سال : 2007
    هنرپیشگان: Kuno Becker, David Beckham, Zinedine Zidane, Alessandro Nivola, Anna Friel
    کارگردان: Jaume Collet-Serra
    خلاصه فیلم :
    Santiago has nearly become the superstar he's always dreamed of being and is transferred to one of the world's top sides, Real Madrid. How will he stand up to the measure of playing in the UEFA European Champions league alongside Galactico's like David Beckham, Raul, and Zinedine Zidane?

    گروه فیلم : درام

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: 28 نوامبر 2011
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • مجنون لیلی


    کارگردان: قاسم جعفری
    مدیر فیلمبرداری: علیرضا زرین دست
    نویسندگان: فرهاد طلب نوری مسعود صحت
    مشاورین فیلمنامه: حمیدرضا آذرنگ هادی مقدم دوست
    مدیر تولید: یوسف صمد زاده
    دستیار کارگردان و برنامه ریز: بهمن گودرزی
    تدوین: حمید سیفی
    موسیقی: پیام شمس
    صدابردار: آرش برومند
    صداگذاری و میکس: فریدون خوشابافرد
    جلوه های ویژه: پیمان ابدی
    طراح چهره پردازی: منیژه حاتم آبادی
    طراح صحنه و لباس: بسام موسوی
    گروه کارگردانی: احمد معظمی مسعود صحت
    عکاس: مجید خمسه
    دستیار تدوین: سامان مجدوفایی
    روابط عمومی: علی بنکدار
    گروه صحنه: علی ساسانی نژاد علی عسگری وحید تهرانی
    جامه دار: خاطره ملک پور
    گروه فیلمبرداری: کوروش سیگارودی هومن سلماسی حسین بذرافشان حمید شکوهی راد- بیژن افشار- محسن رحیمیان
    مدیران تدارکات: محسن امجدی داود ناظمی
    هماهنگی: سهیلا مکرمی وند
    سرمایه گذاران: حسن رحیم منفرد صدیقه صحت.
    لابراتوار: مرکز خدمات صنایع فیلم ایران ( بدیع )
    مجری طرح: صدیقه صحت
    تهیه کننده: قاسم جعفری
    محصول موسسه فرهنگی هنری شهرزاد 1386
    پخش: فیـلمیـران
    بازیگران: محمدرضا گلزار / الناز شاکر دوست / حمید گودرزی / حامد بهداد / نیما شاهرخ شاهی / السا فیروزآذر / یوسف تیموری/ گلاره عباسی / احمد پور مخبر/ زهره مجابی / رامین راستاد / لعیا باستانی / کامران فیوضات / گلی اکبری / پروین میکده / فرخنده فرمانی زاده / سیامک قاسمی / داود چرخت / نورالدین جوادیان / سیامک راشدی / مهشید سلطانی / حسن نجفی / صدیف آرمیده.
    با حضور: ابوالفضل پورعرب و رضا رویگری
    با معرفی: شهرزاد جعفری/ آترین دانشور / سمیه طاری

    خلاصه داستان فیلم: پروانه(شاکردوست) صندوقچه ای را گم میکند. بر اثر یک اتفاق با فرهاد(گلزار) آشنا میشود و فرهاد به او قول میدهد که صندوقچه را برایش پیدا کند…پروانه میگوید که صندوقچه خیلی برایش ارزشمند است چون کادوی روز عشق یک عاشق به معشوقش در سالیان دور است…فرهاد و پروانه به هم دل میبندند. در روز عشق فرهاد صندوقچه را پیدا میکند اما زمانیکه تصمیم دارد آن را به دست پروانه برساند تصادف میکند. یک جوان که نظافتچی متروست(شاهرخ شاهی) صندوق را در خیابان پیدا میکند و وقتی میبیند که همه ی دختران و پسران به یکدیگر هدیه میدهند تصمیم میگیرد او هم هدیه ای به عشقش بدهد، با یک گل سرخ و صندوقچه به سراغ دختری که در عقد اوست میرود و هدیه اش را به او میدهد. دختر در یک کارگاه قالی بافی کار میکند، سرکارگر کارگاه که زنی افغانی(به نام گلی) است صندوقچه را از او میگیرد و به حجره حاج آقا(رویگری) میرود تا به او هدیه کند. حاج آقا که گلی را صیغه کرده حال زیاد خوشی ندارد و صیغه نامه را پاره و گلی را از حجره بیرون میکند. حاجی آقا صندوقچه را که گلی به او داده به داریوش(تیموری) میدهد تا به عشقش هدیه کند. داریوش به عشقش؛ ارغوان(فیروز آذر) (که بدلیل درخواست او قرار بوده یکدیگر را فراموش کنند) زنگ میزند و میگوید میخواهد برای بار آخر او را ببیند وقتی ارغوان سرقرار میرود داریوش اعتراف میکند که بچه ی حاجی نیست و فقط شاگرد اوست. ارغوان میرود و بعد به داریوش زنگ میزند و میگوید اوهم دروغ گفته و پولدار نیست و چون فکر میکرده اگر داریوش ماجرا را بفهمد او را ترک خواهد کرد تصمیم به این جدایی گرفته وگرنه او هم عاشق داریوش است. ارغوان که حالا اعتراف کرده اسمش زری است از تاکسی پیاده میشود تا داریوش به سراغش بیاید. صندوقچه را در تاکسی جا میگذارد. راننده تاکسی که نامش بهروز(گودرزی) است صندوقچه را برمیدارد و به محل کار همسر سابقش میرود تا او را به خانه بازگرداند اما همسر سابقش میگوید قرار است با شخص دیگری ازدواج کند. بهروز ناامید صندوقچه را به سطل آشغال می اندازد. صندوقچه به دست آدم الافی که او را مستر(پورعرب) صدا میزنند می افتد و سعی میکند صندوقچه را بفروشد. پسر جوانی که هدایت(بهداد) نام دارد سعی میکند صندوقچه را از او بخرد اما پول کافی ندارد بنابراین 3 گره شرط بندی میکند تا پول مورد نیاز را بدست آورد. شرط بندی آغاز میشود هدایت را به ریل قطار میبندند(3گره دست راست، 3گره دست چپ، 3گره پای راست و 3گره پای چپ) او در فرصتی اندک پیش از رسیدن قطار موفق میشود گره ها را باز کند. صندوقچه را به عشقش میدهد. اکبر(عمو اکبر)(راستاد) برادر کسی ست که هدایت عاشق اوست، وقتی از ماجرا مطلع میشود به سراغ هدایت میرود. با او دعوا میکند و میگوید که خواهرش او را دوست ندارد و صندوقچه را به هدایت پس میدهد. هدایت که مغموم و ناامید شده با چشمان بسته به وسط خیابان میرود. پروانه هراسان به بیمارستان میرسد و سراغ جوانی که تصادف کرده را میگیرد سرپرستار بخش او را راهنمایی میکند و صندوقچه ای به او میدهد و میگوید که همراه جوان بوده است. پروانه وارد اورژانس میشود و با هدایت برخورد میکند که خونین و مالین روی تخت خوابیده و در حال مداوای او هستند. پروانه غمگین از پیدا نکردن فرهاد است که ناگهان از پشت پرده صدای ناله ای می آید، پرده را کنار میزند و فرهاد را روی تخت میبیند. اکبر و خواهرش به سراغ هدایت آمده اند.


    حامد بهداد مجنونترینِ لیلی

    مجنون لیلی کاری جدید از قاسم جعفری است که نوروز امسال با فروش قابل توجهی هم چنان بر پرده سینماهای تهران و شهرستان هاست. این اثر مانند بسیاری از آثار او نمایشگر حضور مسلسل وار ستاره ها و خوش تیپ و قیافه هاست همراه با پرداخت ضعیف فیلمنامه و از همه بدتر عدم شخصیت پردازی و طراحی متناسب لباس. البته با یک استثنا.
    این فیلم از شش زوج تشکیل شده که فقط یک شخصیت پرداخت شده و قابل قبول در این میان رنگ و جلایی به اثر می بخشد.

    زوج اول: محمد رضا گلزار – الناز شاکر دوست؛ هر دو زیبا و شکیل، تجلی کاملی از سلیقه تجمل گرای قاسم جعفری. محمد رضا گلزار به شخصه جوان با استعدادی است اما در وادی هنر هشتم فقط یک کارگردان خوب می تواند از او بازی قابل قبولی بگیرد. الناز شاکردوست هم دقیقا به همین صورت. بازی او نیز با یک کارگردان خوب و در یک فیلم هنری بسیار دیدنی تر خواهد بود. برای در ک بهتر بسنجید گلزار آتش بس را با گلزار این فیلم یا شاکر دوست باد در علفزار می پیچد (جشنواره فجر 86) را با کاراکتر مورد بحث.
    زوج دوم: نیما شاهرخ شاهی و زوج اش؛ نیما شاهرخ شاهی بازی گری تازه کار و متوسط است که او نیز با کارگردانی قدر مسلم می تواند در این عرصه پیشرفت بهتری داشته باشد اما در این فیلم کاملا اوت است. نه به لحاظ شخصیت پردازی و نه به لحاظ بازی اصلا قابل باور نیست و تا حدی ظاهر متجملش در نقش نظافت چی مترو بیننده را به خنده می اندازد. زوج او ظاهر قابل قبولی دارد.
    زوج سوم: رضا رویگری و دختر افغانی زوجش؛ اینجا هم با عدم باورپذیری شخصیت ها روبرو هستیم. رضا رویگری در هنرمندی اش بحثی نیست اما او هم اسیر ضعف های فیلمنامه و شخصیت پردازی است و هر چه می نگری از کاراکتر "حاجی" که به او می گویند اثری نمی یابیم. زوج همراهش هم به عنوان یک کارگر بدبخت افغانی شکیل به نظر می رسد و اثری از غربت و فلاکت در ظاهر او به چشم نمی خورد.
    زوج چهارم: یوسف تیموری و زوج همراهش؛ یوسف تیموری هم ظاهر شخصیتی فقیر و یتیم را که خود روایت می کند ندارد اما مثل همیشه فارق از سایر نقاط قوت و ضعف اثر بازی حسی خود را پی می گیرد. زوج همراهش را می توان متناسب شمرد.
    زوج پنجم: حمید گودرزی و زوج همراهش: قیافه حمید گودرزی هم به هم چیز می خورد جز راننده تاکسی. بسیار سست به نظر می رسد و گویا تلاشی برای اثر گذارکردن نقش خود نمی کند. زوج همراهش نسبتا متناسب انتخاب شده است. البته در مورد زوج ها که اغلب به لحاظ بازی بحث نمی کنیم اما به هر حال از بازیگران شاخص در بسیاری موارد بهترند.
    و اما ناگهان طوفانی به پا می خیزد و روند ضعیف و راکد فیلمنامه را غوغایی در بر می گیرد و قاسم جعفری برگ برنده اش را رو می کند…
    اینک زوج ششم و آخر با بازی حامد بهداد درست به موقع قبل از آنکه تماشاگر خوابش ببرد با سر صدای وارد صحنه می شود و تمام نقاط ضعف ریز و درشت فیلم را با قدرت و انرژی بی پایان و مهار نشدنی اش می پوشاند.
    او در اوج هنرنمایی اش تماشاگر را به صندلی می چسباند و مثل همیشه بیننده فراموش می کند که حامد بهداد اکنون روی صحنه است یا کاراکتر محض فیلمنامه. بعد از صحنه های مهیج اولیه هم با تحریک احساسات بیننده با درخششی از بازیگری و خوانندگی وی را با خود همراه می کند. و در پایان تماشاگر را مثل همیشه راضی از سینما بر می گرداند.
    همه عوامل گویا در ارتباط با او ضعف های خود را از دست می دهند و ضعیف ترین اثر سینمایی را با حضور ماندگار خود حال و هوایی می بخشد و به قول خودش در مدتی کوتاه عصای خود را به زمین می اندازد و اژدها می شود و آنگاه معجزه بهداد همه را خیره و با فیلم همراه می کند. هر بار که او را در اثری می بینیم می پنداریم که این بار دیگر اوج هنرنمایی اوست اما بار بعد می بینیم چیزی جدید در چنته دارد.
    در رابطه با او فیلمنامه و طراحی لباس و شخصیت پردازی هم خوب است و دلیلش جز این نیست که او در دیالوگ ها و طراحی لباس و کارگردانی مداخله می کند و با ذوق مسلم خود همه چیز را آنطور که باید شکل می دهد و حتی بازیگرانی که تا دقایقی پیش حرفی برای گفتن نداشتند را نیز به یک بازی قابل قبول وا می دارد. مانند بمب انرژی می آید و نیروی آن را به پشت صحنه، فیلم و سالن سینما می بخشد. زوج همراه او نیز متناسب است.
    امیدوارم روزی سینمای ایران سراسر سینمایی حرفه ای باشد نه اینکه بر پایه معدودی از عوامل اثر دیدنی شود. امید است روزی بیاید که کارهای تجاری سینمای ایران هم ارزش دیدن داشته باشد و هنرمندانی چون حامد بهداد هم به پست کارگردان های ارزشمندی بخورند تا ارزش بازی آنها درکنار اکیپی کاملا حرفه ای لذتی فراموش نشدنی را برای بیننده به بار آورد.


    درباره فیلم :

    بیست قرن پیش از میلاد مسیح ، ایرانیان باستان به پاسداشت زمین و باروری ، بهمن ماه را " سپندارمز " نام نهادند تا در این روز زنان به واسطه سه وجه مادری ، همسری و عشق مورد ستایش قرار گیرند ، در این روز زنان و مادران لباسهای نو بر تن می کرده و هدایائی از همسران و فرزندان می گرفتند . "سپندارمز" لقب ملی زمین یعنی گستراننده ، مقدس و فروتنی است . زمین نشانة عشق است که با فروتنی و تواضع و گذشت به همه عشق می ورزد .
    به همین دلیل در فرهنگ باستان " اسپندارمزگان " به عنوان نماد عشق شناخته شد و این روز به نام " روز عشق و مهرورزی " نام گذاری گردیده است .

    " مجنون لیلی " قصه آدمهایی است که از یک صبح تا پایان شب و در روز " عشق و مهرورزی " به عشق نگاهی متفاوت دارند

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: 22 نوامبر 2011
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • V for Vendetta

    Remember, remember, the fifth of November


    فیلم: وی برای وندتا
    کارگردان: جیمز مک تیگ (ماتریکس، شهر تاریک، جنگ ستارگان)
    نویسندگان: اندی و لری واچوفسکی (ماتریکس. قاتلین)
    بر اساس رمان تصویری آلن مور
    بازیگران: ناتالی پورتمن (ایوی هامند) ـ هوگو ویوینگ (وی) ـ ویلیام هارت (ساتلر) ـ استفن ری (فینچ)
    ـ روز پنجم نوامبر را بخاطر داشته باش
    داستان فیلم:
    روز پنجم نوامبر انگلیسی ها جشن غریبی برگزار می کنند که شب گای فاوکس (یا شب آتش بازی) نامیده می شود و یادواره توطئه "گان پاودر" (باروت) در سال 1605 است؛ در شب 5 نوامبر سال 1605گای فاوکس توطئه ای برای منفجر کردن ساختمان پارلمان و ترور جیمز اول ـ پادشاه انگلستان ـ طرح ریزی کرد که شکست خورد. گای فاوکس و همراهانش دستگیر، به جرم خیانت محاکمه و اعدام شدند، اما میراث وی تا به امروز یعنی چهار صد بعد باقی مانده است و برخی آن را معادل انگلیسی روز استقلال آمریکایی ها می دانند.
    از نظر بسیاری پنجم نوامبر شب آتش بازی و نشانه شکست تروریسم است، اما برخی گمان می کنند که در این شب تروریسم جشن گرفته می شود. ناظران بدبین تر فاوکس را قهرمان دانسته، تلاشش برای ترور سیاستمداران را نادیده می گیرند. حتی در سال 2002 جامعه انگلیس به نفع ذکر نام وی در فهرست بزرگترین بریتانیایی های شبکه بی.بی.سی رای داد. بنظر می رسد چهارصد سال بعد، وی برای وندتا نیز چنین زنجیره ای از واکنشها ـ نمایش حیرت انگیز آتش بازی و احساسات ضد حکومتی ـ را بر انگیزد.
    آلن مور نویسنده و دیوید للوید نقاش در واکنش نسبت به حوادث سیاسی کشور خود وی برای وندتا را خلق کردند؛ توهمی تاریک از زندگی تحت سلطه حکومت فاشیسم در انگلستان، و مرد نقابداری که از سایه ها پدیدار می شود تا چنگال قدرت را خرد کند. البته لازم به ذکر است کتاب للوید سیاه تر، بیرحم تر و شاید کثیف تر و ناخوشایند تر بود، اما برادران واچوفسکی لایه ای از درخشندگی و نظم به داستان اضافه کردند که زمختی ـ لازم ـ کتاب را می گرفت.

    داستان فیلم در سال 2020 اتفاق می افتد. انگلستان که یک سری فجایع ـ همچون یک بیماری مسری خطرناک ـ را پشت سر گذاشته است، پس از آشفتگی سیاسی از خاکستر برمی خیزد و تحت ساتلر فاشیست (هارت شباهت زیادی به هیتلر دارد) به شکل یک توری منظم، سالم و کارامد که پلیس مخفی و شبکه های تبلیغ خاص خودش را دارد دوباره متولد می شود. حکومت بریتانیا از سلطنتی به حکومت توری بدل شده و جامعه با مشت آهنین ترس اداره می شود. هنر و ابراز عقیده سانسور می شود. همجنس بازها، اقلیتها و مسلمانها به کمپ های بازداشت فرستاده می شوند. انگلستان بیشتر شبیه اردوگاه است تا یک کشور. شبها حکومت نظامی در شهر برقرار است، و شبگردانی که فینگرمن نامیده می شوند وظیفه کشیک را برعهده دارند.
    زن جوانی به نام ایوی هامند پس از حکومت نظامی از خانه خارج می شود، توسط پلیسهای مخفی که "فینگرمن" (fingermen) نامیده می شوند دستگیر شده و مورد آزار و اذیت قرار می گیرد. اما شبح شنل پوشی که نقاب گای فاوکس به چهره دارد (در ابتدای فیلم ماجرای گای فاوکس خیلی کوتاه تعریف می شود) با آن لبخند درخشان و تزلزل ناپذیرش فینگرمن ها را شکست داده و ایوی را نجات می دهد.
    او وی نام دارد. حال که ایوی را نجات داده است گویی سرنوشت آن دو به هم پیوند خورده است. وی اهدافش، فلسفه اش و جنونش را ـ مبارزه علیه این حکومت و نجات مردم ـ بطور کوتاه و سریع برای ایوی توضیح داده و از او می خواهد تماشاچی نخستین برنامه اش باشد؛ منفجر کردن ساختمان قوه قضاییه و مجسمه فرشته عدالت و پخش آهنگ "مقدمه 1860" به عنوان اولین اقدامی که بعدها زنجیره ای از واکنشها را در بین مردم لندن برمی انگیزد، و همان شب به ایوی قول می دهد که سال آینده در همین روز ساختمان پارلمان نیز به تاریخ خواهد پیوست.
    روز بعد وی به ساختمان تلویزیون ـ محل کار ایوی ـ نفوذ می کند و موفق می شود برنامه خودش را که سخنرانی برای مردم لندن است روی آنتن بفرستد. طی این برنامه با مردم از حکومت و اعمال آن، سکوت مردم و هزینه سکوتشان سخن می گوید و از آنها می خواهد "اگر شما هم چیزهایی را می بینید که من می بینم، اگر چیزی را حس می کنید که من حس می کنم، سال دیگر در همین روز جلوی ساختمان پارلمان در کنار من بایستید".
    حین وی به دام می افتد و به کمک ایوی ـ که به دست پلیس مضروب می شود ـ می کند، و مجبور می شود ایوی را نیز با خود به خانه زیرزمینی مرموزش گالری سایه ها ببرد، تا به دست پلیسهای حکومتی نیفتد.
    ایوی تنها او را به عنوان مردی سرشار از نفرت و خشم که تنها در پی انتقام است ـ انتقام بلایی که بر سر او آورده اند و انتقام آزادی از دست رفته ـ می شناسد، خود وی هم هم فکر می کند که تنها انگیزه او نفرت است؛ نفرتی که نفس می کشد و در خونهایش جاری است. اما به تدریج در می یابد چیز دیگری، قدرتمندتر و ماناتر، در زیر این لایه خشم و نفرت در حال شکل گیری است . . .
    در باقی داستان از طریق تحقیقات سربازرس فینچ که مسئول پرونده شده است به گذشته وی پی می بریم. همچنین با زندگی ایوی هامند، چگونگی … پدر و مادرش و ترسهای پنهان ایوی، چگونگی به قدرت رسیدن ساتلر ـ که در تمام فیلم از طریق یک تلویزیون چهل اینچی با ما سخن می گوید ـ و وضعیت کنونی جامعه آشنا می شویم. فینچ با تحقیق درباره اعضای بلندپایه حزب که به دست وی به قتل می رسند ـ سخنگوی دولت، اسقف کلیسای انگلیکان که یک کودک آزار است و یک پزشک ـ به حقیقت تاریک و تلخی درباره حکومت پی می برد . . .


    وی برای وندتا شاید تنها فیلم سال 2006 باشد که چنین تفاسیر و تعابیری را بین سینمارو ها برانگیخت.
    تروریسم، آزادی مذهبی، همجنس بازی، آزادی بیان همگی از موضوعات حساسی هستند که برادران واچوفسکی در این فیلم به آنها پرداخته اند. مسائلی که هریک از آنها برای جنجال برانگیز کردن یک فیلم کافی است و در ابتدا چنین تراکم موضوعی بنظر زیاده روی می رسد. اما به یمن ساختار هنرمندانه فیلم و بازی درخشان هوگو ویوینگ و خاصه ناتالی پورتمن به خوبی از عهده برآمده اند. ویوینگ در پس نقاب خندان گای فاوکس باشکوه و تسخیر کننده است. با اینکه در تمام طول فیلم ما چهره او را نمی بینیم، با حرکات بدنی و لحن موزون صدایش به خوبی توانسته است افکار و حتی احساسات وی را به مخاطب منتقل کند، و فوکوس مرکزی فیلم است. او ثابت می کند که می توان با طرز بیان کلمات به تاثیری روی مخاطب دست یافت که حتی بعضی بازیگران با استفاده کامل از حالت چهره خود از پس آن برنمی آیند. دیدن ماسک سرد و بیروح که بواسطه بازی درخشان ویوینگ جان می گیرد مجذوب کننده است.
    اما می شود گفت که بار احساسی فیلم بر شانه های جوان ناتالی پورتمن است. او در این فیلم شکست جنگ های ستاره ای را جبران کرده و چنان بازی گیرایی ارائه می دهد، و نقش چنان برازنده اوست که تصور دیگری برای این نقش دشوار می نماید. او در نقش دختر جوانی که پدر و مادرش را در جریان مبارزات سیاسی از دست داده و ترسهای کودکی همواره همراهش هستند، دختری که همواره به دنبال حمایت می گردد ـ و حتی سعی می کند در ازای آزادی و امنیت وی را به اسقف لو بدهد ـ و سرانجام به کمک وی دگرگون می شود بازی درخشانی ارائه داده است.

    وی برای وندتا فیلمی پیچیده و مبهم است. برخی مضامین فیلم ـ سیاستمدار قدرت طلب، حمله تروریستی دروغین، توصیف ساتلر به عنوان ی مذهبی و مصمم که حاضر است برای حفظ قدرت هرکاری بکند ـ برای ما مضامین آشنایی هستند. فیلم آشکارا حملات خود را به سوی بوش نشانه رفته است؛ مذهبی های افراطی که در ابتدای فیلم به حملات تروریستی متهم می شوند، متهمینی که طی فیلم با کشیدن کیسه سیاهی روی سر بازداشت می شوند ـ که اشاره به شیوه های زندان ابوغریب دارد ـ و رابطه کمپ لارک هیل در فیلم و زندان گوانتانامو. حتی وقتی در انتها مشخص می شود که ساتلر برای بدست گرفتن قدرت خودش حملات تروریستی را طراحی کرده است، اشاره به این موضوع است که شاید حملات یازده سپتامبر هم چیزی بیشتر از نمایشی ظاهری نبوده باشد.
    شاید به همین خاطر بود که بسیاری نشریات آمریکایی فیلم را نادیده گرفته و برادران واچوفسکی را به ترویج و حمایت از تروریسم متهم ساختند. حتی برخی فیلم را ضد آمریکایی دانستند. اما یکی از منتقدین طرفدار فیلم در پاسخ به این دیدگاه گفت: "این افراد باید دید بسیار تاریک و بدی نسبت به کشور خود داشته باشند که آن را با فضای فیلم مقایسه می کنند"
    اما نکته شاید مثبت فیلم در آن است علیرغم محتوای سنگین سیاسی، کسانی که بدنبال فیلم علمی تخیلی سرشار از انفجار و شلیک اسلحه و پرتاب چاقو هستند نیز از آن لذت خواهند برد. اما برای افرادی که به سیاست علاقه دارند وی برای وندتا تمثیلی از زمانه ماست؛ فراخوانی برای افرادی است که همچون ایوی و وی می خواهند جهان تغییر کند و دیگر مردم به راههایی که حکومت تعیین می کند رانده نشوند، جایی که مردم کشور نیز در تعیین سرنوشت خود دخیل هستند و برای خود تصمیم می گیرند.
    ـ جایی که ترس ابزار نهایی حکومت نباشد
    __________________

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: 19 نوامبر 2011
  • دیدگاه‌ها خاموش