p style="text-align: center;"
p style="text-align: right;"a /داستان-ماشین-و-پاره-آجر-داستان-عبرت-آمی/">روزی مردی ثروتمند در اتومبیل جدید و گران قیمت خود با سرعت فراوان از خیابان کم رفت و آمدی می گذشت .
ناگهان از بین دو اتومبیل پارک شده در کنار خیابان ، یک پسر بچه پاره آجری به سمت او پرتاب کرد . پاره آجر به اتومبیل او برخورد کرد …
“مجموعه 48داستان موزیکال فارسی
دسته نرم افزار آموزشی زیردسته
کودکان
“بزرگمهر وزير خسرو انوشيروان يكي از شاهان قديم بود.او عقيده داشت كه هر كس صبح زود از خواب بيدار شود آدم موفقي خواهد شد. خودش هم هميشه پيش از طلوع آفتاب به سر كارش در كاخ انوشيروان مي رفت و او را از خواب بيدار مي كرد.انوشيروان كه مي خواست بيشتر بخوابد از اين كار وزيرش ناراحت مي شد. يك روز انوشيروان نقشه اي كشيد و به عده اي از نوكرانش دستور داد تا در سر راه بزرگمهر كمين كنند و بر سر او بريزند و هر چه دارد بدزدند. انوشيروان مي خواست با اين كارش نگذارد كه بزرگمهر صبح زود به كاخ بيايد و او را بيدار كند و از آن به بعد هم جرات نكند صبح زود از خانه بيرون آيد.پس نو كر ها پيش از طلوع آفتاب بر سر راه بزرگمهر كمين كردند و همين كه او به نزديك آن ها رسيد بر سرش ريختند و كيسه سكه ها و لباس هاي او را دزديدند. بزرگمهر با لباس زير به خانه بر گشت و لباس ديگري پوشيد و به كاخ انوشيروان رفت ، اما ديگر دير شده بود و آفتاب طلوع كرده بود.
انوشيروان كه علت دير آمدن وزيرش را مي دانست با تمسخر از او پرسيد : چرا امروز دير كردي؟!
بزرگمهر پاسخ داد:راهزنان برسرم ريختند و مرا غارت كردند و من ناچار به خانه برگشتم تا لباس ديگري بپوشم، اين بود كه دير شد.
انوشيروان با همان لحن تمسخر آميز گفت تو كه مي گفتي هر كس زود از خواب بلند شود موفق است، پس چرا امروز تو موفق نبودي؟!
بزرگمهر فوري پاسخ داد: براي اين كه دزدان زودتر از من از خواب بر خاسته بودند و موفق شدند اما چون من دير تر ار آن ها بيدار شدم ناموفق ماندم.
funpatogh . com
سبک داستان جريان سيال ذهن
سال هاي بين جنگ جهاني اول و دوم، عصر شکوفايي هنر مدرن بود. احساس نوميدي و بي اعتمادي هنرمند نسبت به جهان خارج باعث شد تا به درون خود پناه برده و تلاش کند تا دراين سيردروني زواياي اين عالم ناشناخته را کشف کند.
از دل وحشت و نابساماني و ناامني مادي و معنوي، جريان سيال ذهن روييد. اين تکنيک از يافته هاي روان شناسان استفاده فراواني کرده است. طبق تعريف جريان سيال ذهن شيوه اي ادبي است در روايت، که به موجب آن، عمق جريان ذهني يک شخصيت، که آميزه اي از ادراکات حسي و افکار آگاه و نيمه آگاه خاطرات، احساسات و تداعي هاي تصادفي به همان صورت بيان مي شود. اين شيوه روايت، براساس مفاهيمي استوار است که ايجاد تداعي معاني مي کند. اين اصطلاح را ويليام جيمز وضع کرد و طبق تعريف او:«خاطرات، افکار، احساس ها بيرون از دايره آگاهي اوليه وجود دارند که به صورت زنجير بر آدم ظاهر نمي شوند، بلکه به صورت جرياني سيال آشکار مي شوند.»

