تنوع

دستمزد 1میلیون دلاری دیویدبکام بخاطر 4دقیقه حضور در فیلم!!

ستاره انگلیسی تیم فوتبال آ.ث میلان بازیگر نقش ترمینیاتور شد.
دیوید بكهام پس از اینكه با یک كمپانی تولید كننده تلفن همراه قرارداد منعقد كرد،‌ در فیلم تبلیغاتی این شركت در نقش بازیگر فیلم‌های ترمینیاتور ظاهر می‌شود.
این فیلم به مدت 4 دقیقه خواهد بود. وی در این فیلم كه از سوی آنتونی ماندلر كارگردانی می‌شود، با تكرار حركات بازیگر فیلم‌های ترمینیاتور، به تبلیغ تلفن‌های همراهی می‌پردازد كه حداقل 2000 یورو بها دارد.

 

iconبرای دانلود کلیک کنید

icon برچسب ها: , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: 30 ژانویه 2012
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • ليلا بلوكات : مطبوعات مرزها را حفظ كنند

     ليلا بلوكات كه هم اكنون با مجموعه”يوسف پيامبر”مهمان خانه هاي شماست و با “اخراجي ها 2″ در ثبت ركورد فروش تاريخ سينماي ايران همراه است و طرفداران زيادي نيز پيدا كرده است. كار خود را با مجموعه روزهاي زندگي در سال 78 آغاز كرده اكنون در انديشه رشد و پيشرفت در حرفه بازيگري است و اعتقاد دارد تازه در ابتداي راه قرار دارد.آنچه در زير ميخوانيد گفتگوي ما و ليلا بلوكات است:

    لطفاً بیوگرافی خودتون را بفرمایید:

    لیلا بلوکات هستم متولد 1360 در رشتة کارشناسی فرش تحصیل کردم و 3 سال کار تأتر کردم از سال 78 با سریال «روزهای زندگی» به کارگردانی سیروس مقدم وارد کار تصویر شدم.

    چی شد که از کارشناسی فرش به بازیگری رسیدید؟

    خب من کلاً از ابتدا به کارهای هنری علاقه داشتم ولی از روز اول به بازیگری فکر می‌کردم. در کل یکی از دغدغه‌های اصلی زندگی من بود. زمان ورود به دبیرستان خیلی تلاش کردم در هنرستان صدا و سیما ادامة تحصیل بدهم که نشد و هنرستان‌های دیگر هم رشتة مورد نظر من را پوشش نمی‌دادند. ولی در نهایت دوره‌های بازیگری را گذرانده‌ام و قبل ز ورود به کار تصویر 5-6 کار تاتر داشتم و در کل با بازیگری غریبه نبودم.

    حضورتون در کارهای تاریخی رو باید به حساب علاقة خودتون به این نوع کارها گذاشت یا دلیل دیگری دارد؟

    خب من خودم کارهای تاریخی رو به نوعی خیلی دوست دارم. اما به نظرم دلیل اینکه همکاران برای کارهای تاریخی به سراغ من می‌آیند به‌خاطر فیزیک صورتم است و به‌نوعی فرم صورتم خیلی جوابگوی تیپ‌های تاریخی هست و خود من هم متفاوت بودن را دوست دارم و علاقه‌دارم تیپ‌های مختلف را تجربه کنم.

    کارکتر نفرتی‌تی چه ویژگی‌هایی داشت که شما حاضر شدید در یان نقش حاضر شوید؟

    من از ابتدا قرار بود که در نقش دوران جوانی زلیخا ظاهر شوم ولی یکسری اتفاقات رخ داد که باعث شد من از این قضیه منفک بشوم و بعد از این نقش کارکتر نفرتی‌تی به من پیشنهاد شد و خوشبختانه با این شخصیت بیگانه نبودم و یکی دیگه از عواملی که باعث شد من این نقش را بازی کنم علاقة شخصی خودم به داستان حضرت یوسف بود و این سوره را در بین سوره‌های قرآن خیلی می‌پسندم این سوره زیباترین سورة قرآنی است و خیلی خوشحالم که در این سریال بازی کرده‌ام.

    و فکر می‌کنید در ایفای این نقش موفق بودید؟

    به هر حال فکر می‌کنم خیلی از بازیگران هستند که هیچ وقت از نتیجة کارشان راضی نیستن و من هم از این قاعده مستثنی نیستم و فکر می‌کنم نفرتی‌تی جای کار بیشتری داشت ولی با توجه به عکس‌العمل مردم که خیلی از لطف همه سپاسگزارم، این شخصیت نظر مساعد مردم را داشته و دیدگاه مردم به این شخصیت مثبت بوده.

    مطالعه هم داشتید در این مورد؟

    بله. نفرتی‌تی یک چهرة شناخته شده تاریخی است. که حتی یک مستند هم در موردش ساخته شده و در کتب مختلف از جمله «سینوهه» بهش پرداخته شده است و به نوعی در همة کارهایی که در این زمینه ساخته شده نفر‌تی‌تی در آن حضور داشته است و حتی مجسمة نفرتی‌تی هم در مصرباستان ساخته شده است.

    شما الان که نفرتی‌تی رو بازی کردید اگر حق انتخاب دوباره داشته باشید بین زولیخا و نفرتی‌تی کدام رو انتخاب می‌کنید؟

    البته که زلیخا، ولی خب دیگر تکرار نمی‌شود و الان هم خیلی خوشحالم که خانم ریاحی در این نقش بازی کردند و همچنین فوق‌العاده بوده‌اند.

    شما در فیلم اخراجی‌ها 1 بازی کردید و سکانس‌های شما حذف شده؟ اولاً ناراحت شدید؟ دوماً بعد از این اتفاق چرا دوباره اخراجی‌های 2 رو قبول کردید؟

    ببینید هرکسی برای کاری که زحمت کشیده ناراحت می‌شود اگر کاری کند و کارش دیده نشود ولی خوب، چون به ما خبر دادند و از ما اجازه گرفتند یک مقدار از این ناراحتی کم شد و اتفاقاً موقعی که اخراجی‌های 2 به من پیشنهاد شد من با خودم گفتم از کجا معلوم که باز هم سکانس‌های من حذف نشود و من نمی خواستم این کار را قبول کنم ولی وقتی دیدم که همکاران اصرار کردند و همچنین بازی در کنار بزرگان سینما حتی برای نقشی کوتاه بسیار ارزشمند است یک روز قبل از شروع کار این پروژه را قبول کردم و قرارداد بستم.

    شما در دو فیلمی که رکورد فروش را در کشور ما زده حضور داشتید. اخراجی‌های 1 و 2. آیا می‌توان شما رو یک بازیگر تجاری تلقی کرد. نظرتون‌رو در این مورد لطفاً برای ما بگید.

    خیر، به‌هیچ وجه من بازیگر تجاری نیستم. چون هنوز به طور کامل وارد عرصة بازی در سینما نشده‌ایم و نمی‌توان با قطعیت نظر داد. هرچند لازم به‌ذکر است که ما خیلی بازیگرهایی داریم که با فیلم‌های تجاری وارد کار شدند ولی بعد از چند کار خودشان را جرگة بازیگرهای تجاری بیرون کشیدند و به بازی در فیلم‌های معناگر و خاص پرداختند و موفق هم شدند. در مورد خودم هم باید بگم که من خودم‌رو متعلق به هیچ سینمای خاصی نمی‌دونم حالا چه تجاری یا هنری و سعی می‌کنم کاری رو که به من پیشنهاد شده به‌نحو احسن و خوب انجام دهم و در انتخاب‌هایم دقت عمل بیشتری داشته باشم این مسیری است که باید تعادل در آن حفظ شود و به جاده‌خاکی برخورد نکرد.

    تعریفتون‌رو از ستاره برای ما بگید. لطفاً:

    ببینید ما تو کشورمان دو نوع ستاره داریم و آن هم به این دلیل که ما در کشورمان تعریف دقیقی و جا افتاده‌ای از ستاره نداریم بیشتر همکاران برای فروش فیلم و گیشه دنبال بازیگرانی می‌روند که از نوعی ستاره هستن و فقط تیپ و چهره دارند ولی نمی‌توان بازی قابل قبولی از آنها دید و مردم هم به‌خاطر ایشان می‌روند و نوع دیگری از ستاره را هم داریم که هم مردم به خاطر سینما دوستشان دارند و هم فوق‌العاده از نظر بازیگری توانا هستند که من به نوبة خود ستاره بودن نوع دوم رو می‌پسندم.

    شما فکر می‌کنید تا الان فیلم‌هایی که بازی کردید به خاطر چهرتون بازی کردید یا بازیتون؟

    خب، خود من فکر می‌کنم بیشتر به‌خاطر چهره بوده چون تا الان به اون شکل نتوانستم بازی خودم را نشان بدهم. خوب شاید من دوست داشته باشم نقش یک زن بدبخت خیابونگردِ کارتون خواب را هم بازی کنم ولی این کار ریسکش خیلی برای کارگردان‌ها بالاست چون ممکن است بگویند تو تا الان نقش یک دختر مقتدرِ زیبارو را بازی کردی و حالا بخواهید چنین نقشی را بازی کنید ممکن است جواب ندهد در صورتی که من خودم واقعاً دوست دارم در چنین نقش‌هایی بازی کنم چون به‌نظرم بیشتر بازی مهمِ تا چهره.

    دوست دارید بیشتر نقش‌هایی بازی کنید که نیازمند تاکتیک باشه یا نقش‌هایی که حسی و درونگرا باشه؟

    100٪ حسی. چون فکر می‌کنم تا الان بیشتر نقش‌هایی که بازی کرده‌ام نیازمند یک بازی تکنیکی بوده تا یک بازی حسی و خودم دوست دارم تا یک نقشی به من پیشنهاد بشود که بتوانم با حسِ خودم آن نقش را باورپذیر کنم و یک بازی حسی از خودم ارائه بدهم. وقتی با حس دورنی دربارة یک نقش کنکاش کنید بازدهی بهتر و بیشتری خواهد داشت و همچنین ماندگاری بیشتر.

    رابطتون با مطبوعات چطوره؟

    خیلی خوب. بازیگر و مطبوعات لازم و ملزوم هم هستند. ول من فقط دوست دارم که بعضی از دوستان که در این حوزه‌ی کاری هستند پاشون‌رو از حد و حدود خودشون اینورتر نگذارن و دیگه کارشون تبدیل به آزار و اذیت هنرمندان نشود.

    اگر يك ديوار سفيد داشته باشيد چه جمله اي روش مي نويسيد؟

    دوران عشق گذشت و ما هنوز زنده‌ایم                 در حیرتم من از این سخت‌جانی خود

    منبع : هنرمندان

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: 27 ژانویه 2012
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • بيوگرافي محمدرضا فروتن

    نام: محمدرضا فروتن
    تاريخ تولد: 1347

    مدرك تحصيلي: ليسانس روانشناسي باليني از دانشگاه آزاد

    بازيگري را از سال 1373 آغاز كرد و پس از بازي در سريال « سرنخ » (قسمت تماشاخانه) يك دوره بازيگري و كارگرداني تئاتر و يك دوره فيلمنامه نويسي گذراند.

    - او با بازي در فيلم « مرسدس » شناخته شد و با بازي در فيلمهاي « قرمز »، « دوزن »، « متولد ماه مهر »، « زير پوست شهر » و بخصوص « شب يلدا » توانايي هايش را به رخ همگان كشيد.

    - او براي بازي در فيلم « قرمز » در هفدهمين جشنواره فيلم فجر و در فيلم « شب يلدا » از پنجمين جشن خانه سينما جايزه بهترين بازيگر نقش اول مرد را به دست آورد.

    - پس از بازي ماندگارش در فيلم « شب يلدا » نزديك به چهار سال است كه با وجود اكران فيلمهايش كمتر خبري مربوط به بازي او مي شنويم!

    - او فيلم به نمايش در نيامده نيز در كارنامه دارد: « رقص با رويا »

    - پس از بازي در چهار فيلم متوالي از مسعود كيميايي (مرسدس، فرياد، اعتراض و سربازهاي جمعه) در بيست و پنجمين فيلم مسعود كيميايي جايي نداشت. او در كنار بهروز وثوقي، فرامرز قريبيان، فرامرز صديقي، فريبرز عرب نيا، داريوش ارجمند، محمدعلي فردين، سعيد راد، احمد نجفي، عزت الله انتظامي و بهرام رادان در نقش قهرمان هميشگي آثار كيميايي در چهار فيلم ايفاي نقش كرد.

    فيلم شناسي:

    - هدف (بهرام كاظمي – 1373)

    - آخرين بندر (حسن هدايت – 1373)

    - فاتح (بهرام ري پور – 1374)

    - ماه و خورشيد (محمدحسين حقيقي – 1375)

    - مرسدس (مسعود كيميايي – 1376)

    - قرمز (فريدون جيراني – 1377)

    - دوزن (تهمينه ميلاني – 1377)

    - فرياد (مسعود كيميايي – 1377)

    - متولد ماه مهر (احمدرضا درويش – 1378)

    - اعتراض (مسعود كيميايي – 1378)

    - زير پوست شهر (رخشان بني اعتماد – 1378)

    - شب يلدا (كيومرث پوراحمد – 1379)

    - رقص با رويا (محمود كلاري – 1380)

    - بربادرفته (صدرا عبداللهي – 1381)

    - ملاقات با طوطي (عليرضا داودنژاد – 1381)

    - سربازهاي جمعه (مسعود كيميايي – 1382)

    - هشت پا (عليرضا داودنژاد – 1383)

    - بازنده (قاسم جعفري – 1383)

    - باغهاي كندلوس (ايرج كريمي – 1383)

    - مجردها (اصغر هاشمي – 1383)

    - به آهستگي (مازيار ميري – 1383)

    - نوك برج (كيومرث پوراحمد، 1384)

    - خاك سرد (رضا سبحاني، 1384)

    مجموعه هاي تلويزيوني:

    - تماشاخانه (پوراحمد – از مجموعه « سرنخ »، 1375)

    - روزهاي بيادماندني (مجموعه تلويزيوني – 1381)

    تئاتر (نمايش):

    - رومئو و ژوليت (علي رفيعي – نمايش، 1379)

    - جايزه: بهترين بازيگر نقش اول مرد در هفدهمين جشنواره فيلم فجر براي فيلم « قرمز » (1377)

    - جايزه: بهترين بازيگر نقش اول مرد در پنجمين جشن خانه سينما براي فيلم « شب يلدا » (1380)

    - جايزه: بهترين بازيگر نقش اول مرد در پنجمين جشن دنياي تصوير براي فيلم « شب يلدا » (1380)

    funpatogh . com

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: 10 ژانویه 2012
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • امین تارخ

    نام: امین تارخ

    تاریخ تولد:

    ………………………………………..

    امین تارخ در شیراز متولد شد و تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را در این شهر گذراند.

    او در سال 1356 در رشته تئاتر دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران پذیرفته شد و در سال 1363 در رشته مدیریت امور فرهنگی دوره فوق لیسانس را گذراند.

    او 25 سال سابقه فعالیت هنری در سینما، تئاتر و مجموعه های تلویزیونی دارد.

    در جشنواره های تئاتر و فیلم به عنوان داور و در فستیوالهای فیلم مسکو، ژاپن و آلمان به عنوان میهمان شرکت داشته است.

    در سال 1373 اولین آموزشگاه بازیگری سینما را در تهران تاسیس کرد و 6 نفر از فارغ التحصیلان این آموزشگاه به نامهای: حبیب رضایی، بیتا بادران، کامبیز کاشفی، غزل صارمی، مهتاب کرامتی و ترانه علیدوستی موفق به دریافت جایزه شدند.

    امین تارخ در سال 1379 به استرالیا برای تدریس در دانشگاه فیلندرز و تبادل هنرجو از طرف پروفسور هالج دعوت شد.

    تارخ در سال 1376 در هجدهمین جشنواره تئاتر فجر و در نوزدهمین جشنواره فیلم فجر نیز به عنوان داور شرکت داشت.

     

    funpatogh . com

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: 4 ژانویه 2012
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • گفتگو با باران کوثري بانوي سينماي ايران

    او حالا دختر سينماي ايران است، (باران كوثري) را مي گوييم؛ دختر كوچولوي سينماي ايران كه در 21 سالگي، سيمرغ بلورين جشنواره فجر را از آن خود كرده است. وي در 25 مهرماه سال 1364 در تهران به دنيا آمد. ديپلم خود را در رشته هنر گرفت. پدرش (جهانگير كوثري) كارشناس به نام فوتبال و تهيه كننده سينماست و مادرش را هم كه ديگر همه علاقه مندان به سينما مي شناسند، (رخشان بني اعتماد…)باران مي گويد: اولين سكانسي كه بازي كردم در سال 69 بود. كاري از داريوش فرهنگ، با بازي در فيلم سينمايي (بهترين باباي دنيا)، در آن زمان پنج ساله بودم…

    يك سال بعد در فيلم (نرگس) كاري از مادرش ايفاي نقش كرد، او در سال 82 ديپلم گرفت و سپس مدرك ديپلم نمايش از هنرستان سوره را هم اخذ كرد. او تا سال 81 بيشتر در فيلم هاي مادرش بازي كرد. سال 73 در فيلم روسري آبي، 76 در بانوي ارديبهشت، در سال 78 زيرپوست شهر، در سال 80 روزگار ما و در سال 81 در فيلمي از اصغر فرهادي بازي كرد كه (رقص در غبار) نام آن فيلم بود و… سپس در سال 82 مقابل دوربين (سيروس الوند) ظاهر شد، در فيلمي به نام (برگ برنده…) اما بيشتر زماني چهره شد كه در فيلم جديد (محمدحسين لطيفي) ايفاي نقش كرد، فيلم خوابگاه دختران كه در ژانر ترس بود.
    همچنين در سال 84، بازي در فيلم ابوالحسن داودي با نام (تقاطع) را ايفا كرد… در ماه مبارك رمضان امسال نيز اولين كار تلويزيوني خود را بازي كرد. مجموعه اي به كارگرداني محمدحسين لطيفي، به نام (صاحبدلان.) پس از بازي در اين مجموعه به آبادان رفت و در فيلمي از همين كارگردان به نام (روز سوم) بازي كرد. فيلمي كه او را كانديد دريافت جايزه فجر كرد، اما باران سينماي ايران به جز اين فيلم، در فيلم مادرش (خون بازي) هم كانديد گشت و همين فيلم باعث شد، او در 21 سالگي جايزه سيمرغ بلورين را به دست آورد. البته قبل از باران، ترانه عليدوستي بود كه در 17 سالگي توانست به خاطر بازي در فيلم (من ترانه 15 سال دارم)، اين جايزه را از آن خود كند.باران مي گويد: هميشه يك قضاوت درباره من است كه صحيح نيست، همه فكر مي كنند با وجود پدر و مادرم من بايد خيلي زود مي درخشيدم و توي هم نسل هايم، تنها كسي بودم كه پله پله بالا رفتم و هيچ اتفاق خاصي برايم نيفتاد. مهم نيست، من به اين گفته ها توجه نمي كنم، اما من هيچ گاه دنبال اين نبودم كه ديده بشوم، مي خواستم حرفه اي باشم و حرفه اي بودن به نظر من يعني اين كه عضو يك مجموعه باشي. باران اعتقادي به سوپراستار شدن ندارد:
    نمي خواهم شعار بدهم اما به واقع دلم نمي خواهد، چون سينما براي من هدف نيست، بلكه وسيله است. پدرش مي گويد: باران دختري مسئوليت پذير است، شايد اين را از خلق و خوي ما به ارث برده، همچنين اعتماد به نفس عجيبي دارد. باران كوثري مي گويد: يك بازيگر خوب، بازيگري است كه هرگاه مقابل دوربين ظاهر شود، فكر كند اولين سكانس تصويربرداري اش است و دست و پايش بلرزد و مهم اين كه در واقع بازي كند. چرا كه مردم اين را مي خواهند، حتي اگر چهره نباشي و پارتي هم نداشته باشي.چندي پيش كه با باران صحبت مي كرديم، به ما گفته بود (پدر و مادرم نقش مهمي در ورود من به سينما داشتند، اما باران اگر لياقت داشته باشد، مي ماند، اگر پتانسيل داشته باشد، بيننده را جذب مي كند و… ) و درست هم گفت، باران لياقت داشت كه كانديداي بازي در دو فيلم شد و از يكي از آنها سيمرغ دهه فجر را كسب كرد.
    باران در رابطه با خصوصيت يك دوست خوب مي گويد (دوستي خوب است كه معرفت داشته باشد.) او اهل ورزش هم است، تنيس، اما دو سال است كه ورزش نمي كند. باران دختر سينماي ايران، در حال حاضر به همراه مادرش در آمريكا به سر مي برد، او مي گويد (پدر و مادرم بهترين دوستان من هستند.)باران در مورد فيلم (خون بازي) به كارگرداني مادرش مي گويد: در اين فيلم به معناي واقعي كلمه، صادقانه بازي كردم، در مورد اين فيلم و زندگي معتادها كتاب خيلي خواندم، با معتادها در ارتباط بودم، كساني كه ترك كردند يا پزشكان متخصص… حتي در جلسات ترك اعتياد هم شركت كردم، پزشكان به من كمك كردند، چون خود افراد معتاد نمي توانستند، زياد حالاتشان را به من بگويند.

    همچنين از مشاوران پزشكي هم زياد كمك گرفتم، من در اين فيلم به معناي كامل، كلمه (ترس) را متوجه شدم. در مدت تحقيق و بازي ديدم كه آدم ها چقدر راحت اين اتفاق برايشان مي افتد كه تنها يك لحظه است. در واقع اعتياد ،آدم را تبديل به يك حيوان مي كند.

    جايزه باران كوثري، (يك سمند) بود و البته پس از دريافت سيمرغ دستمزدش هم بالا رفته است.بد نيست خاطره اي از دوران كودكي باران كوثري از زبان پدرش بشنويم. جهانگير كوثري فوتباليست سال هاي دور استقلال مي گويد: باران از كودكي استعداد خوبي داشت، يادم مي آيد سر صحنه فيلم (بهترين باباي دنيا)، ساخته داريوش فرهنگ، صدابرداري سرصحنه انجام مي گرفت؛ از طرفي باران كه در آن زمان پنج سال بيشتر نداشت، بايد ديالوگ هاي زيادي را مي گفت و از طرفي هم سواد خواندن و نوشتن نداشت. از اين رو همه عوامل فكر مي كردند كه كاري بس مشكل در انتظار آنان است.

    آتيلا پسياني كه آن زمان دستيار كارگردان اين فيلم بود، در اولين لوكيشن، يك بار ديالوگ ها را براي باران مي خواند، به بار دوم نمي كشيد كه دخترم، ديالوگ ها را به خوبي حفظ مي كرد كه اين حركت باعث تعجب همه شد، اين خاطره اي جالب از باران بود كه در ذهن من و مادرش مانده است…جهانگير كوثري در ادامه مي گويد: باران در ايران نيست، اما دلش اين جاست؛ از طرف باران، سال جديد شمسي را به همه ايرانيان تبريك مي گويم و اميدوارم به آرزوهايشان در سال جديد برسند

    funpatogh . com

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: 27 نوامبر 2011
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • گفت و گو با بهاره رهنما درباره نقش مهشید در سریال مامور بدرقه

    سال‌هاست در عرصه بازیگری مشغول به فعالیت است. اگرچه قصه‌نویسی را خیلی پیشتر شروع کرده است، اما به گفته خودش در بازیگری زودتر جواب گرفته است. بهاره رهنما بازیگری را از سینما آغاز کرده؛ اما در این سال‌ها حضورش در تلویزیون پررنگ‌تر شده است. اگرچه در بیشتر کارهای تلویزیونی‌اش، نقش دخترهای گیج و لوس را داشته است. رهنما ۲ سال پیش در ماه رمضان سریال زیرزمین را روی آنتن شبکه ۳ داشت که گویا این مجموعه نقطه عطفی برای او محسوب می‌شود. با رهنما به بهانه بازی در نقش مهشید در مامور بدرقه گفتگو کردیم.
    ● بهاره رهنما از آن بازیگرانی است که زمانی خیلی پر کار می‌شود و زمانی اصلا خبری از او نیست. این به هم‌ریختگی نشات گرفته از چیست؟
    ▪ هیچ وقت این‌‌گونه نبوده که اصلا نباشم. چون سعی کرده‌ام حداقل سالی یک کار را داشته باشم. منهای یک فاصله ۴ ساله که بین اولین کارم، فیلم «افعی» با فیلم «عاشقانه» افتاد. وگرنه همیشه حضور دارم؛ چه در سینما و چه در تلویزیون. البته شاید این به هم‌ریختگی از شرایط زندگی‌ام در سال‌های اخیر نشات گرفته است چون در ۲ دانشگاه مشغول به تحصیل بودم و از طرفی وظیفه بزرگ کردن بچه‌ام را هم داشتم. همه اینها باعث می‌شد این بی‌نظمی در جریان حرفه‌ام به وجود آید.
    ● پیش از شروع مصاحبه گفتید زمانی از بازی در تلویزیون می‌ترسیدید، چرا؟
    ▪ از زیاد دیده شدن و مورد قضاوت قرار گرفتن وحشت داشتم. چون تو در تلویزیون با میلیون‌ها سلیقه متفاوت روبه‌رو هستی و خیلی سخت می‌توانی مخاطب را بشناسی، اما به مرور زمان و با کسب تجربه‌های مختلف این ترس در من از بین رفت.
    ● ولی من فکر می‌کنم در سینما بیشتر از تلویزیون حضور داشتید و اصلا تلویزیون دغدغه شما نبوده است؟
    ▪ شاید چون فکر می‌کردم سینما حرفه‌ای‌تر از تلویزیون است. ضمن این که وقتی بازیگر به تلویزیون کوچ می‌کند، پیشنهادهای کمتری برای بازی در سینما خواهد داشت. که این خود یک ترس برای بازیگر محسوب می‌شود.
    ● ولی حداقل این ترس شامل حال شما نبوده. چون ظرف یک‌سال گذشته در ۳ کار سینمایی حضور داشتید؟
    ▪ بله. سعی کردم تعادلی بین این دو عرصه به وجود آورم و از طرفی هم شانس با من یار بوده است. البته ناگفته نماند همه این مسائل را مدیون بازی در سریال زیرزمین هستم.
    ● چرا زیرزمین؟
    ▪ چون زیرزمین نقطه عطفی در کارهای من بود. در واقع در این کار جنبه‌های دیگری از بازی من دیده شد، که تا به حال دیده نشده بود و برایم یک برگ برنده بود. حتی می‌‌توانم این ادعا را داشته باشم که زیرزمین راه‌های تازه‌ای برای بازیگری به من نشان داد که مهم‌ترین آن رسیدن به یک جنس متفاوت در بازی‌هایم بود.
    ● این جنس و شیوه متفاوت چه بود؟
    ▪ این که راحت‌تر بتوانم با مخاطبم ارتباط برقرار کنم.
    ● چرا بیشتر به سمت کارهای طنز تلویزیون گرایش داشته‌‌اید؟
    ▪ چون سریال‌های طنز در مقایسه با کارهای دیگر موفق‌تر بوده‌اند.
    ● اما در بیشتر این سریال‌ها نقش دخترهای لوس و حتی گیج را داشته‌اید؟
    ▪ شاید. اما به نظرم گاهی سر به هوا بودن با کم‌هوشی اشتباه گرفته می‌شود و ممکن است این گیجی، در بعضی جاها سادگی به نظر بیاید.
    ● به‌هر حال لحظه‌های مختلفی در زندگی همه ما وجود دارد. ممکن است یک آدم باهوش، در مواقعی به یک آدم کم‌هوش تبدیل شود.
    ▪ به هر حال من این خاکستری بودن را می‌پسندم.
    ● خب این مساله خیلی هم به نفع شما نیست. چون هم به عنوان یک دختر لوس و کم‌هوش بین مخاطبان تلویزیون شناخته می‌شوید و هم سخت‌تر در نقش‌‌های جدی پذیرفته می‌شوید؟
    ▪ حرف شما را قبول دارم البته این اتفاق زمانی می‌افتد که من در این‌گونه نقش‌ها به تکرار برسم. ضمن این‌که تلاش می‌کنم نقش‌‌های نزدیک به هم را متفاوت بازی کنم. در واقع نقش‌ها را برای خودم تحلیل می‌کنم و آنها را می‌شکافم.
    ● پس می‌شود گفت بازی در این نقش‌ها خیلی هم برایتان دلچسب و با قضاوت مخاطبان تلویزیون کنار آمده‌اید؟
    ▪ بله. البته این را هم باید بگویم که متاسفانه نویسندگان ما نقش‌ها را براساس سلیقه مخاطب می‌نویسند و کارگردان‌ها هم کمتر اهل ریسک کردن هستند. و تا بازیگری در نقشی جواب می‌دهد، دیگر پیشنهادهای او براساس همان نقش موفق خواهد بود.
    ● خب فکر می‌کنید چرا این مساله در نگاه نویسندگان و کارگردان‌های ما وجود دارد؟
    ▪ چون آنها کمتر روان‌شناسی می‌دانند و جسارت پذیرش ریسک را ندارند.
    ● خودتان چقدر ریسک‌پذیری دارید؟
    ▪ خیلی زیاد. اصولا من آدم غیر قابل پیش‌بینی‌ای هستم البته گاهی اوقات هم محتاط می‌شوم.
    ● در انتخاب کدام نقش‌تان ریسک کردید؟ در واقع چشم‌هایتان را بستید و گفتید باداباد؟
    ▪ در مجموعه مرد هزار چهره این اتفاق افتاد چون هم نقش نقش فانتزی بود و هم بازی مشکلی را می‌طلبید و اگر نقش بد از آب در می‌آمد، کار زمین می‌خورد؛ اما چون کار با آقای مدیری را دوست داشتم، این ریسک را کردم.
    ● برویم سراغ مامور بدرقه و نقش مهشید. از این کار بگویید.
    ▪ از طرف جواد رضویان به این گروه معرفی شدم در ابتدا هر دو نقش را یعنی هم افسانه و هم مهشید را به من پیشنهاد کردند که در نهایت خودم مهشید را قبول کردم.
    ● چرا؟ بازی در نقش افسانه می‌توانست شما را از کلیشه‌ شدن نجات دهد؟
    ▪ قبول دارم که اگر افسانه را بازی می‌کردم، بیشتر و بهتر پذیرفته می‌شدم. اما چون دوست داشتم با سیروس گرجستانی بازی کنم، این نقش را پذیرفتم نمی‌‌خواستم این فرصت را از دست بدهم.
    ● مگر سیروس گرجستانی چه ویژگی خاصی دارد؟
    ▪ ایشان بسیار بازیگر همراه و نفس به نفسی هستند و انرژی خوبی را به بازیگر مقابلشان می‌بخشند.
    ● قصه مامور بدرقه را چقدر دوست داشتید؟
    ▪ قصه جذاب و شیرینی دارد و حتی می‌‌توانم بگویم ۶۰ درصد موفقیت این سریال را مدیون قصه خوبش هستیم. ضمن این که طنز شریف و نجیبی هم دارد.
    ● منظورتان از طنز شریف چیست؟
    ▪ این که به هر قیمتی مخاطب را به خنده وادار نمی‌‌کند و در واقع او را سرکار نمی‌گذارد.
    ● فکر می‌کنید قصه به لحاظ شخصیت‌پردازی چقدر موفق بوده است؟
    ▪ من قبلا امیرعباس پیام (نویسنده)‌ را دراین حد نمی‌شناختم و وقتی هم کار را خواندم، از آن خوشم آمد و رگه‌هایی از طنز در آن دیدم ولی هر چه کار جلوتر می‌رفت، با حساسیت‌‌های ایشان بیشتر آشنا شدم و دیدم چطور با ظرافت و دقیق روی هر کدام از شخصیت‌های قصه کار می‌کند. از طرفی، چون محسن طنابنده خودش نویسنده است و آقای عفیفه (تهیه‌کننده)‌ هم با این کار آشنایی دارند، روی همه شخصیت‌ها تحلیل می‌شد. به هر حال این همفکری حسن بزرگی است که در این کار وجود دارد و فکر می‌کنم همین موضوع باعث بهتر شدن کار شود و به بهتر دیده شدن آن کمک کند.
    ● آیا توانستید آن طور که می‌خواستید مهشید را به تصویر بکشید؟
    ▪ مهشید در این کار یک دختر شیرین و مثبت است و بشدت هم به پدرش وابسته است. در ابتدا سعی کردیم خصوصیاتی را برای مهشید بگذاریم که متاسفانه کمتر در دخترهای امروزی دیده می‌شود. البته در کنار اینها،‌ خصوصیات منفی‌ای هم برای او در نظر گرفتیم. مثل این که عاشق رفتن به خارج یا بسیار دختر عجولی است اما با این همه خصوصیت بارز او سادگی‌اش است. حتی از جایی که عاشق می‌شود، به دلیل سادگی‌ای که دارد،‌ عشقش را یک جور خاص بیان می‌کند که جالب است.
    ● راستی فکر نمی‌کنید تفاوت سنی مهشید با مادرش بسیار کم و غیرقابل باور است؟
    ▪ خیر. چون در شرایط معمولی هم این تفاوت سنی وجود دارد البته در طول داستان به این مساله اشاره می‌شود که مادر خانواده زود ازدواج کرده است. اما به هر حال فکر می‌‌کنم در همین چند قسمت این مساله برای مخاطب جا افتاده است و می‌توانم بگویم خانم مهین‌ ترابی یکی از متفاوت‌ترین مادرهایی بودند که تا به حال تجربه کرده‌ام بده و بستان خوبی با هم در طول کار داشتیم.
    ● کار با سعید سلطانی چطور تجربه‌ای بود؟ آن هم به عنوان تجربه اول.
    ▪ کار با ایشان را دوست داشتم. سلطانی کارگردانی است که اندازه طنز را خوب می‌شناسد و بشدت آدم امین و محترمی است امنیت روانی برای بازیگر بسیار مهم است و روی کار او تاثیر زیادی دارد که خوشبختانه سعید سلطانی بسیار خوب این مساله را درک می‌کند و از این جهت کار با ایشان برایم جالب بود.
    ‌● و یک سوال کلیشه‌ای. بازی در سریال‌های مناسبتی ویژگی خاصی دارد یا خیر؟
    ▪ برای من که بسیار خاص است. باور کنید حتی پولی هم که بابت بازی در سریال‌های ماه رمضان می‌گیرم، برکت خاصی دارد. در ایام ماه رمضان، فضای معنوی بیشتر حس می‌شود و همین که تو می‌توانی هر شب سر سفره افطار مردم باشی، خیلی قشنگ و دوست‌داشتنی است. امیدوارم دعای خیر مردم بدرقه راهمان باشد و این توفیق را پیدا کنیم که هر سال سر سفره‌های افطارشان باشیم. به هر حال بازی در سریال‌های مناسبتی آن هم در ماه رمضان، انرژی خاصی را به من می‌دهد و حس لطیف‌تری دارم.
    ● بین سریال‌هایی که در حال پخش است کدام یک را دیدید و دوست داشتید؟
    ▪ کار رضا عطاران را می‌بینم و آن را دوست دارم. به نظرم طنز جدید و بامزه‌ای دارد.
    ● می‌دانم که قصه هم می‌نویسید. قصد نوشتن فیلمنامه را ندارید؟
    ▪ نوشتن قصه را ترجیح می‌دهم. البته بتازگی فیلمنامه‌ای نوشتم که در مرحله ساخت قرار دارد، اما نوشتن قصه هم برایم جذاب‌تر است و هم یک کار دلی است و از روی علاقه آن را انجام می‌دهم.
    ● همسر پیمان قاسم‌خانی بودن، تاثیری هم روی نوشته‌هایتان دارد؟
    ▪ قطعا بی‌تاثیر نیست، اما من خودم از سال ۷۰ به این طرف داستان‌های مختلفی را نوشته‌ام وبرای چیزی که نوشته می‌شود، بیشتر از چیزی که به تصویر کشیده می‌شود ارزش قائل هستم.
    ● همه کارهای بعدی تان چیست؟
    ▪ قصد دارم ۶ ماه بعدی سال را کمی آرام‌تر سپری کنم. دلم برای بازی در تئاتر تنگ شده است و به احتمال زیاد از مهر ماه نمایشخوانی را شروع خواهم کرد و این که می‌خواهم به زودی رمانی را که مدت‌هاست دارم به آن فکر می‌کنم، به نگارش دربیاورم.
    ● دلمشغولی این روزهای تان چیست؟
    ▪ سال‌هاست که آدم‌ها برایم به ۲ دسته تقسیم شده‌اند. این که یا هنرپیشه هستند یا نیستند. این دیگر به درون آدم‌ها برمی‌گردد، اما امیدوارم اگر نقابی را هم به چهرهایمان می‌زنیم، یک نقاب واقعی و دوست‌داشتنی باشد و نه وسیله‌ای برای گول زدن یکدیگر.

    محبوبه ریاستی منبع سایت افتاب

    funpatogh . com

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: 2 نوامبر 2011
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • محمدعلی کشاورز

    نام: محمدعلی کشاورز

    تاریخ تولد: 1309

    ………………………………………..

    - کارمند سابق اداره هنرهای دراماتیک.

    - فعالیت در تئاتر در سال 1327.

    - شروع فعالیت سینمایی با فیلم « شب‌قوزی » (فرخ غفاری) به عنوان بازیگر در سال 1343.

    - کارگردانی بخش هایی از مجموعه تلویزیونی « خانه قمر خانم » در سال ١٣٤٧.
     

    funpatogh . com

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: 1 نوامبر 2011
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • بیوگرافی و خصوصیات اخلاقی مهران مدیری

    مهران مديري در سال 1340 در ميدان بروجردي در سرآسياب دولاب منطقه‌اي در جنوب تهران به دنيا آمد، او سه برادر دارد و ثمره ازدواجش دو فرزند به نام‌هاي فرهاد و شهرزاد است، فعاليت‌هاي هنري خود را از نوجواني آغاز كرد و تا قبل از ورود به دانشگاه در رشته تئاتر، در چندين اثر نمايشي بازي كرد، اما تحصيلات آكادميك او در رشته تئاتر به دليل حضور در جبهه‌هاي جنگ ناتمام ماند. اما عشقش به هنر، او را بار ديگر به تئاتر و سپس به راديو كشاند، به طور حتم از فعاليت‌هاي مديري در سال‌هاي اخير اطلاعات كاملي داريد، همچنين از آلبومي كه در سال 79 منتشر و كنسرتي هم در بهمن‌ماه 83 در تهران برگزار كرد، براي شما از زندگي اين هنرمند مطرح ايران، مطالبي را جمع‌آوري كرده‌ايم كه خواندنش هيجان زيادي در شما به وجود مي‌آورد…

    علاقه به زيست‌شناسي

    «دوست داشتم زيست‌شناس شوم، هنوز هم دوست دارم، در كودكي كتاب‌هاي برادر بزرگم كه زيست‌شناسي خوانده بود را مطالعه مي‌كردم، شايد بهترين آرزويم اين بود كه كارهاي تحقيقي درباره زندگي حيوانات داشته باشم. هنوز هم علاقه‌مندم، بيشتر فيلم‌هاي مورد علاقه‌ام، همين فيلم‌هاي مستند است.»

    مهران مديري سال 65 به دانشگاه رفت، اما حضور در جبهه‌هاي جنگ باعث شد كه درس را نيمه‌تمام رها كند، مي‌گويد: «در خيلي از جبهه‌ها بودم، مرصاد، حلبچه و…»

    تقديم به محمد نوري

    «آلبوم موسيقي‌ام را به «محمد نوري» تقديم كردم، چون عاشق صداي او بودم، شعرها و آهنگ‌هايم خيلي نزديك به صداي نوري بود.» مهران مديري يك كنسرت هم در سال 79 در دبي اجرا كرد.

    برادر موسيقيدان

    برادربزرگم، همان كه زيست‌شناسي خواند، پيانيست بود، هميشه موسيقي كلاسيك در خانه، شنيده مي‌شد، صداي قطعات موسيقي باخ، صداي روياي دوران كودكي‌ام است. تاثير باخ تا به امروز هم پايان‌ناپذير و بي‌نهايت است.

    كودكي من

    كودكي من برايم از پنج سالگي قابل يادآوري است، پيش از آن را به ياد ندارم، آن چيزهايي كه در ذهنم به صورت يك لكه مانده، يك خانه دو طبقه كوچك و معمولي، طبقه پايين زندگي مي‌كرديم و طبقه بالا اتاق پذيرايي بود، مهم‌ترين وسيله در آن اتاق، يك پيانو بود، تعداد زيادي موسيقي كلاسيك و مقدار زيادي كتاب، كودكي من شبيه ديگر بچه‌ها نبود، دوست داشتم توي اتاق بنشينم و كتاب‌هاي برادرم را ورق بزنم و اسم‌هايشان را حفظ كنم، يك روز يكي از دوستان برادرم به من گفت: اسم اين كتاب چيه؟ گفتم: فلسفه هگل، تعجب كرد، من هم شروع كردم به صورت طوطي‌وار چيزهايي كه در ذهنم اندوخته بودم را براي او تعريف كردم. اما درباره برادرم… صداي همسايه‌ها در آمده بود، صبح تا شب از خانه ما صداي پيانو درمي‌آمد، به خصوص اينكه او هميشه يا شوپن يا باخ يا راخمانينف مي‌زد… براي همين وقتي من تو كوچه با بچه‌ها تيله‌بازي و لاستيك‌بازي مي‌كردم، مثل بقيه بودم، اما وقتي به مهمانخانه يا همان پذيرايي مي‌رفتم، وارد دنياي دوست‌داشتني خودم مي‌شدم، احساس تنهايي مي‌كردم، چون دوستانم اين چيزها را متوجه نمي‌شدند. مديري مي‌گويد: «من هنوز كارنامه‌ها يا پرونده‌هاي دوران مدرسه‌ام را دارم، توي تمام آنها نوشته شده: فعال است، باهوش و مدير است.»

    اهل شوخي نيستم

    در جمع آدم جدي است، مي‌گويد: تا دوره نوجواني فكر مي‌كردم، شاد بودن، آواز خواندن و هر كاري كه انسان را سرخوش نشان دهد، كاري است به شدت جلف، به نظرم هيچ چيز بهتر از متانت نبود، حالا هم تفكرم عوض نشده، تنها شكلش عوض شده، حالا به اين نتيجه رسيدم كه شادي اساس يك چيز دروني است، مي‌توان متين بود و در عين حال از درون هم شاد بود و احساس خوشبختي كرد.

    از رياضي متنفرم

    من در دبيرستان دلگشا، درس خواندم، در دوران تحصيل شاگرد خيلي خوبي بودم، برادر بزرگترم در ايران است و سال‌ها در ادبيات و موسيقي فعاليت مي‌كند، دو برادر ديگرم در سوئد زندگي مي‌كنند. هميشه نمرات ادبيات و زيست‌شناسي‌ام عالي بود، يادم مي‌آيد كه گاهي اوقات معلم ادبيات كلاس را در اختيار من مي‌گذاشت و مي‌رفت. در رياضيات ضعيف بودم، من هنوز كه هنوز است علت رياضيات در جهان را نمي‌دانم، يعني به نظرم بيهوده‌ترين و پوچ‌ترين درس است و هيچ وقت نمره خوبي از آن درس نگرفتم. من درس رياضي را به جز جمع و تفريق درك نمي‌كردم.

    گرفتاري‌هاي شهرت

    گرفتاري‌هاي شهرت باعث آزار او مي‌شود، «تو ديگر زندگي شخصي نداري، آزاد و راحت نيستي و محدود مي‌شوي و همراهانت را هم محدود مي‌كني، شهرت مثل سرطان است، وقتي هر روز در تلويزيون نشان داده مي‌شوي، طبيعي است كه مشهور مي‌شوي. اما آن چيزي كه تو را از ديگران متفاوت مي‌كند، آگاهي و تفكر پشت قضيه است و كسي كه متفكرانه نگاه مي‌كند، ديگر شهرت برايش مهم نيست.»

    مدير بودم

    بچه كه بودم مثل نام خانوادگي‌ام، هميشه مدير بودم، يعني هميشه من بودم كه مي‌گفتم چي بازي كنيم و يا چه جوري بازي كنيم، رييس پليس‌ها يا رييس دزدها، من بودم، اغلب مواقع هم گناه‌ها را خودم به گردن مي‌گرفتم، خيلي از موارد وقتي يكي «لو» مي‌رفت، من همه چيز را قبول مي‌كردم و مي‌گفتم گناهكار من هستم. اين حس هنوز هم در من مانده و هيچ وقت عادت ندارم كه راز كسي را فاش كنم.

    آنچه كه خوانديد گوشه‌اي از زندگي مهران مديري بود، گفتني است؛ مهران مديري يك سايت خواندني هم دارد كه شما مي‌توانيد به نشاني WWW. modiri. ir مراجعه كنيد.

    سلمه سیدآقایی

    funpatogh . com

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: 28 سپتامبر 2011
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • مریلا زارعی

    نام: مریلا زارعی

    تاریخ تولد: 25 فروردین 1353

    مدرک تحصیلی: فارغ التحصیل مهندسی صنایع غذایی از دانشگاه آزاد اسلامی

    ………………………………………..

    با مجموعه تلویزیونی « کاراگاه » به دنیای  بازیگری روی آورد. و با مجموعه تلویزیونی « هوای تازه » بیشتر شناخته شد. بازی در فیلم « دوزن » یکی از شانسهای بزرگ او بود.

    پس از آن توانایی هایش را در « واکنش پنجم » به رخ همگان کشید و سرانجام با بازی کوتاه اما بسیار تاثیرگذارش در « سربازهای جمعه » مزد زحماتش را از بیست و دومین جشنواره فیلم فجر، از هشتمین جشن خانه سینما  و از نویسندگان و منتقدان دریافت کرد.

    funpatogh . com

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: 18 سپتامبر 2011
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • نیکی کریمی

    نام : نیکی کریمی

    تاریخ تولد : 1350

    مدرک تحصیلی: دیپلمه

    ………………………………………..

    - فعالیت هنری را با بازی در تئاترهای مدرسه ای آغاز کرد و پس از پایان تحصیلات با فیلم وسوسه جلوی دوربین رفت.

    - اما نخستین حضور جدی اش بازی در فیلم عروس بود.

    - در چهل و یکمین جشنواره سن سباستین (اسپانیا، 1992) برای بازی در سارا جایزه بهترین بازیگر زن را بطور مشترک دریافت کرد و در همین سال برای همین فیلم (باز هم بطور مشترک) از جشنواره سه قاره نانت فرانسه جایزه گرفت.

    - در دوره های مختلف جشنواره فجر برای بازی در فیلمهای عروس، سارا، پری، روانی و دوزن کاندید بوده است.

    - او به خاطر بازی در فیلم دوزن جایزه بهترین بازیگر زن را از جشنواره تائورمینا (ایتالیا، 1999) دریافت کرد.

    - او فیلم کوتاه « داشتن و نداشتن » را هم کارگردانی کرده است.

    - او برای بازی در فیلم نیمه پنهان از بیست و پنجمین جشنواره فیلم قاهره جایزه بهترین بازیگر را دریافت کرد.

    - پس از ده سال نامزدی برای دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر از دوره های مختلف جشنواره فیلم فجر، سرانجام در بیست و یکمین جشنواره بین المللی فیلم فجر نیکی کریمی برای بازی در فیلمهای واکنش پنجم و دیوانه ای از قفس پرید این جایزه را دریافت کرد.

    ………………………………………..

    لینک مرتبط: بهترین های سال 1380

    funpatogh . com

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: 1 آگوست 2011
  • دیدگاه‌ها خاموش