تنوع

هفت چیز مسخره دنیا

هفت چیز مسخره دنیا

لبخند ، یک ژست اجتماعی نیستگاهی وقتها آدمیزاد خودش را هم گول می زند. البته شاید خودش هم خبر نداشته باشد. ولی بهتر است بدانیم که آنچه به درد انسان می خورد حقیقت است نه خیالات، خیال پول کسی را پولدار  نمی کند و خیال بهشت کسی را خوش بخت نمی سازد. خلاصه به قول آیت الله امجد باید بازیگری را کنار گذاشت. قندی که از شکرستان رضای مرتضی علیه آلاف تحیت و الثناء برایتان آورده ام داستان همین بازیگریها را بازگو کرده است.
امام رضا علیه السلام مى فرماید(1):
هفت چیز بدون هفت چیز دیگر، مسخره است(2) :

 

iconبرای دانلود کلیک کنید

icon برچسب ها: , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: 1 فوریه 2012
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • سوء ظن به خود- آیة الله جوادی آملی (11)

    سوء ظن به خود- آیة الله جوادی آملی (11)

    پس از نجات از غفلت، باید نسبت به آنچه انسان را دوباره به غفلت مى‌كشاند، هشیار بود و از این رو انسان باید هم نعمت‌هاى خدا را بشناسد و هم بداند كه در همه حالات، در مشهد و محضر الهى است و هم نسبت به خود، خوش گمان نباشد؛ زیرا خوش گمانى باعث مى‌شود كه انسان كارهاى خود را حمل بر صحت و آنها را توجیه كند و توجیه كردن تبهكاری‌ها غفلت زاست و با تهذیب روح، سازگار نیست. چنین كسى، دیگر به توبه و مانند آن راه نمى‌یابد تا تبهكاری‌هاى گذشته را ترمیم كند؛ زیرا كارهاى خود را، زشت نمى‌پندارد تا از آنها توبه كند انسان نسبت به دیگران نباید سوء ‌ظن داشته باشد؛ مگر این كه شواهدى بر آن دلالت كند، ولى نسبت به خود باید سوء ظن داشته باشد. انسان وقتى نسبت به خود بدگمان باشد، اصل را بر این قرار نمى‌دهد كه انسان خوبى است و كارهاى خوب مى‌كند، بلكه اصل را بر این قرار مى‌دهد كه ممكن است گناه و خلاف بكند. از این رو كارهاى خود را فوراً حمل بر صحت نمى‌كند بلكه مى‌كوشد با ترازوى الهى آن را ارزیابى كند.انسان غافل كه به خود حسن ظن دارد، خود را برتر مى‌بیند و از بزرگوراى و كرامت‌هاى درونى دیگران نیز خبرى ندارد. حسن ظن به خود و غفلت از زشتی‌ها و نواقص خویش مایه فخرفروشى است و فخرفروشى باعث تحقیر دیگران است.

    این حالت سوء ظن، زمینه‌اى خواهد شد تا انسان یافته‌هاى خود را بررسى كند. گاهى خدا واقعاً به انسان نعمت مى‌دهد؛ اما گاهى خدا كسى را امتحان مى‌كند نه این كه بر او انعام روا بدارد و چنین نعمت دادنى فتنه، یعنى آزمونى است تا آشكار شود كه انسان ناب و خالص است یا آلوده و مخلوط . اگر كسى به خود، حسن ظن داشت، فوراً یافته‌هاى الهى را حمل بر اكرام الهى مى‌كند: “فاما الانسان اذا ما ابتلیه ربه فاكرمه و نعمه فیقول ربى اكرمن”(1) ؛ مى‌گوید خدا مرا گرامى داشته است و من نزد خدا كریم هستم؛ در حالى كه خدا او را آزموده است؛ نه این كه به او اكرام كرده باشد. انسان غافل كه به خود حسن ظن دارد، خود را برتر مى‌بیند و از بزرگوراى و كرامت‌هاى درونى دیگران نیز خبرى ندارد. حسن ظن به خود و غفلت از زشتی‌ها و نواقص خویش مایه فخرفروشى است و فخرفروشى باعث تحقیر دیگران است. در حالى كه امام صادق علیه السلام فرموده‌اند كسى كه به برادر مؤمنش اف بگوید، از ولایت او خارج مى‌شود: “اذا قال المؤمن لاخیه اف، خرج من ولایته.”(2) بنابراین، انسان حق اف گفتن به برادر مؤمن خود را ندارد. چون همان گونه كه منافقان از یكدیگرند: “المنافقون و المنافقات بعضهم من بعض(3) مؤمنان نیز اولیاى یكدیگرند: “المؤمنون و المؤمنات بعضهم اولیاء بعض.”(4) این ولایت متقابلى است كه بین مؤمنان برقرار است و انسان، با اهانت به برادر ایمانى از آن بیرون مى‌آید.امام صادق علیه السلام فرموده‌اند كسى كه به برادر مؤمنش اف بگوید، از ولایت او خارج مى‌شود.

    پس غفلت نه تنها رابطه بین انسان و خدا را تیره مى‌كند، بلكه رابطه بین انسان‌ها را نیز تاریك مى‌كند. با تیرگى رابطه بین انسان و خدا و تاریكى رابطه انسان با سایر انسان‌ها، هرگز كسى مهذب و مطهر نخواهد شد. ارتباط مؤمنان با یكدیگر به قدرى در نزاهت روح، نقش مؤثرى دارد كه در روایات آمده است: “ربح المؤمن على المؤمن ربا”(5)؛ سودى كه در تجارت، مؤمن از مؤمن دیگر مى‌برد به منزله رباست. از سوى دیگر، همان گونه كه در جهاد اصغر، بیان نورانى امیرالمؤمنین علیه السلام به مردم مصر این است كه “و من نام لم ینم عنه”(6) یعنى اگر كسى بخوابد، هرگز دشمن بیدار، نمى‌خوابد و شبیخون مى‌زند، درباره دشمن درون نیز این مطلب، صادق و بلكه روشن‌تر است. اگر كسى به سبات (خواب) عقل مبتلا گردد و از نظر روح بخوابد، دشمن درونش بیدار است و هرگز نمى‌خوابد و روشن است كه تهاجم به انسان خوابیده و پیروزى بر او آسان است. انسان غافل، خوابیده است و چون توجه ندارد، دشمن متوجه بر او مى‌تازد. اصولا دشمن از راهى كه انسان او را نمى‌بیند حمله مى‌كند: “انه یریكم هو و قبیله من حیث لا ترونهم.”(7)

    مطلب دیگر، آن است كه اگر كسى رابطه خود را با خدا از طریق غفلت زدایى، مستحكم كند، مشمول مهر خداوند خواهد بود و او دل‌هاى جامعه را نیز به سمت وى متوجه خواهد كرد. این كه حضرت ابراهیم خلیل به خدا عرض كرد: “فاجعل افئدة من الناس تهوى الیهم”(8) یعنى، خدایا! دل‌هاى عده‌اى از مردم را به سمت فرزندان من متوجه كن براى همین است كه اگر كسى رابطه‌اش را با خدا محكم كند، او دل‌هاى دیگران را هم به سمت وى متوجه مى‌كند و این تنها در نتیجه اجابت دعاى ابراهیم سلام الله علیه نیست؛ بلكه به عنوان یك اصل كلى در قرآن كریم آمده است: “ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات سیجعل لهم الرحمن ودا”(9)؛ خداوند، مودت مؤمنانى كه داراى اعمال صالحند، در دل‌هاى دیگران مستقر مى‌كند.

    پی‌نوشت‌ها:

    1- سوره فجر، آیه 15.

    2- بحارالانوار، ج 72، ص 146.

    3- سوره توبه، آیه 67.

    4- سوره توبه، آیه 71.

    5- بحارالانوار، ج 100، ص 82/ محاسن برقى، ج 1، ص 186.

    6- نهج البلاغه، نامه 62، بند 13.

    7- سوره اعراف، آیه 27.

    8- سوره ابراهیم، آیه 37.

    9- سوره مریم، آیه 96.

    منبع:

    کتاب مراحل اخلاق در قرآن، آیة الله جوادی آملی.

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: 27 دسامبر 2011
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • وسوسه علمی- آیة الله جوادی آملی (12)

    وسوسه علمی- آیة الله جوادی آملی (12)

    سالكی كه برای تهذیب روح قدم برمی‌دارد، شیطان رای قوه متخیله سالك را به جای وحی و عقل می‌نشاند و موهوم و متخیل را معقول جلوه می‌دهد. باطل را به جای حق و حق را به جای باطل نشاندن، شیطنت است. هنگام شروع به شناخت مبدأ و معاد و سایر بخش‌های معارف الهی، شیطان ابتدا در اصل فراگیری علوم الهی رهزنی می‌كند؛ بدین گونه كه یا زرق و برق را به انسان ارایه می‌كند، یا مشكلات را در نگاه او بزرگ جلوه می‌دهد و او را به فقر تهدید می‌كند: “الشیطان یعدكم الفقر”(1) تا او را از اصل فراگیری علوم الهی بازدارد و اگر موفق نشد، آنگاه در علم او خلل وارد می‌كند. وقتی سالك در اصل فراگیری، از گزند شیطان رهایی یافت، می‌پندارد راه باز است و خطری در پیش نیست، ولی هنگام شروع به عمل با وسوسه دیگر شیطان روبرو می‌شود؛ وسوسه شیطان این است كه رأی‌های خود سالك را به جای وحی یا عقل مبرهن می‌نشاند، توضیح این كه: كار شیطان در درون دستگاه نفس، جا به جا كردن است.شجاع كسی است كه مقام خواهی را به خاك بمالد و چیزی را كه نمی‌داند، بگوید نمی‌دانم.

    در انسان قوه‌ای به نام قوه متخیله است كه وظیفه تجزیه و تركیب را بر عهده دارد؛ انسان عاقل معتدل در تعدیل این قوه، ریاضت می‌كشد؛ ریاضت كشیدن یعنی هوشمندی به خرج دادن و قوای نفس را كنترل كردن و كار را به دست قوه متخیله ندادن. در حالی كه قوه متخیله از بهترین نعمت‌های الهی است. این قوه نیروی بسیار خوب و بازوی قوی برای نفس در احضار خاطرات است، ولی دخل و تصرفی كه خود می‌كند نارواست. گاهی محمولی را كه از آن موضوع نیست به آن اسناد می‌دهد و گاهی موضوعی را كه به این محمول، مربوط نیست، موضوع قرار می‌دهد، در این گونه موارد خطا پیش می‌آید. شیطان اگر بخواهد عالم و متفكری دینی را بفریبد، وهم و خیال را به جای عقل، و موهوم و متخیل را در رتبه معقول می‌نشاند و حرف مدعیان دروغین نبوت را به جای سخن انبیا، ثبت می‌كند و در نتیجه فریب خورده به رای خود عمل می‌كند یا به دام مغالطه‌های گوناگون فكری می‌افتد. از این رو هر جا انسان مطلبی را نادرست می‌فهمد بر اثر دخالت شیطان و ابزاری است كه شیطان در درون جان آدمی دارد؛ زیرا مغالطه با دخالت وَهم تحقق می‌یابد و وَهم ابزار نیرومند شیطان است. به همین جهت در جوامع روایی ما بابی گشوده شده است كه مستقیماً ناظر به اوصاف، احوال و افعال علماست. شیطان وقتی در جبهه‌ی درك مطلب ناكام ماند و انسان در مقام درك موفق شد آنگاه می‌كوشد در مراحل بعدی مانند تعلیم، تدریس، تدوین و … راه یابد تا عالم را گرفتار غرور كند و در نتیجه به جای دیدن خدایی كه معلم حقیقی است، خود را ببیند و برای خودنمایی كار بكند. ائمه معصومین علیهم السلام به ما آموخته‌اند: مبادا با رای و فكر خود چیزی را به عنوان حق تلقی كنید. بسیار دشوار است كه انسان به جایی برسد كه در باره حق و باطل فتوا بدهد و سختی آن تنها در تحصیل علم نیست، بلكه یك لحظه به هوس داعیه‌دار نه گفتن است. به تعبیر مرحوم سیدحیدر آملی (رحمت‌الله‌علیه) گاهی انسان، غافل است و نمی‌داند كه در درون وی چه خواهش‌هایی مطرح می‌شود؛ گاهی در درون به طور مرتب، جاه طلبی و مقام خواهی انسان را به امری دعوت می‌كند و او باید دریابد كه پیشنهاد از طرف كیست و صدا از گلوی صیاد، بیرون می‌آید و باید به او نه بگوید. كسی كه همه تلاش و كوشش او در ابطال سخن حق رقیب صرف می‌شود و هنگامی كه نتوانست آن را ابطال كند، به توجیه سخن خودش برمی‌آید، او با خود بازی كرده و به دنیا و لهو و لعب تن در داده است. همان طور كه در ورزش كُشتی به خاك مالیدن پشت رقیب مطرح است، در كُشتی درونی نیز به خاك مالیدن بینی رقیب مطرح است و چون ما خود، رقیب خود هستیم و دیگری با ما دشمن نیست، در اسلام به ما گفته‌اند: بهترین حالات نمازگزار، سجده است و مستحب است سجده، طولانی‌تر از ركوع باشد و نیز گفته‌اند: گذاشتن هفت عضو بر روی زمین، واجب و گذاشتن عضو هشتم یعنی بینی، مستحب است و این همان رغم الانف یعنی بینی را در مقابل خدا به خاك مالیدن است. از امام رضا علیه السلام پرسیدند: چرا محل سجده باید یا زمین باشد یا چیزی كه از زمین می‌روید، ولی از خوردنی‌ها و پوشیدنی‌ها نیست؟ فرمودند: برای این كه انسان از خوراكی و پوشاكی كه معبود دنیازدگان است، چشم بپوشد: عن هشام بن حكم قال: قلت لابی عبدالله (علیه السلام) اخبرنی عما یجوز السجود علیه و عما لا یجوز. قال: السجود لا یجوز الا علی الارض او ما انبتت الارض الا ما أكل او لبس. فقلت له: جعلت فداك ما العلة فی ذلك؟ قال: لان السجود هو الخضوع لله عزوجل فلا ینبغی ان یكون علی ما یؤكل و یلبس لان ابناء الدنیا عبید ما یأكلون و یلبسون والساجد فی سجوده فی عبادة الله تعالی. فلا ینبغی ان یضع جبهته فی سجوده علی معبود ابناء الدنیا الذین اغتروا بغرورها والسجود علی الارض افضل، لانه ابلغ فی التواضع و الخضوع لله عزوجل.(2) بنابراین، گذاشتن بینی بر سنگ یا خاك، برای خاك مالی كردن منشا جاه‌طلبی و خودخواهی است. در همین زمینه، روایات نورانی فراوانی به این مضمون وجود دارد كه این شجاعت و شهامت را در دوران تحصیل داشته باشید تا اگر چیزی از شما پرسیدند و نمی‌دانید بگویید: نمی‌دانم(3)، و این كار هر كسی نیست. در این زمینه، دعا نقش آموزنده‌ای دارد. امام عصر سلام الله علیه در دعای افتتاح، به پیشگاه خدا عرض می‌كند: “فارحم عبدك الجاهل”(4) و این خیلی شجاعت می‌طلبد. شجاع كسی است كه مقام خواهی را به خاك بمالد و چیزی را كه نمی‌داند، بگوید نمی‌دانم.بسیار دشوار است كه انسان به جایی برسد كه در باره حق و باطل فتوا بدهد و سختی آن تنها در تحصیل علم نیست، بلكه یك لحظه به هوس داعیه‌دار نه گفتن است. به تعبیر مرحوم سیدحیدر آملی (رحمت‌الله‌علیه) گاهی انسان، غافل است و نمی‌داند كه در درون وی چه خواهش‌هایی مطرح می‌شود؛ گاهی در درون به طور مرتب، جاه طلبی و مقام خواهی انسان را به امری دعوت می‌كند و او باید دریابد كه پیشنهاد از طرف كیست و صدا از گلوی صیاد، بیرون می‌آید و باید به او نه بگوید.

    امام صادق علیه السلام می‌فرماید: “و ایاك و خصلتین یهلك فیهما الرجال: ان تدین بشی ء من رأیك و تفتی الناس بغیر علم”(5) خود را از دو خصلت هلاكت‌بار نجات ده: به چیزی كه برای تو، نه با عقل قطعی و نه با وحی مسلم، ثابت نیست، معتقد نشو و برای دیگران نیز آن را به عنوان مطلبی علمی یا دینی نقل نكن. در این صورت بدعت و خودبینی رخت بربسته، سنت و خدابینی به جای آن می‌نشیند. از این رو درباره عمار یاسر گفته شده كه او از سر تا قدمش غرق در ایمان است: “انّ عماراً ملیء ایماناً من قرنه الی قدمه و اختلط الایمان بلحمه و دمه.”(6) با از میان برداشتن خودخواهی و جاه‌طلبی، سراسر هستی انسان را در قلمرو عقل، معرفت؛ و در منطقه نفس، تخلق به اخلاق الهی و در محدوده اعضا و جوارح، عمل به دستورهای الهی تشكیل می‌دهد و چنین كسی مانند عمار یاسر سراسر وجودش غرق در ایمان می‌شود.

    پی‌نوشت‌ها:

    1. سوره بقره، آیه 268.

    2. علل الشرایع، ص 341.

    3. بحارالانوار، ج 2، ص 114 و 119/ محاسن برقی، ج 1، ص 324.

    4. مفاتیح الجنان، دعای افتتاح.

    5. بحارالانوار، ج 2، ص 118/ محاسن بر قی، ج 1، ص 325.

    6. بحارالانوار، ج 66، ص 37.

    منبع:

    کتاب مراحل اخلاق در قرآن، آیة الله جوادی آملی.

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: 18 دسامبر 2011
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • زهد ورزی و دغل بازی

      زهد ورزی و دغل بازی!

    سعدی
    خداوندگار شعر و ادب، سعدی شیرین سخن چنین آورده است:
    زاهـــدی مهمان پادشاهی‌‌ بود؛ چون به طعام بنشستند کمتر از آن خورد كه ارادت او بود و چون به نماز ایستادند بیش از آن کرد که عادت او بود تا ظن صلح درحق او زیادت كنند.

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: 29 سپتامبر 2011
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • آدمها هنگام مردن چه مي‌گويند؟ آماده مرگ باش سفر آخرت نزديك است – قسمت سوم

    آدمها وقت مردن چه می‌گویند؟

    آماده مرگ باش سفر آخرت نزدیك است – قسمت سوم
    مرگآنچه گذشت: قسمت اول   ؛   قسمت دوم

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: 10 سپتامبر 2011
  • دیدگاه‌ها خاموش
  • رهنمود انتخاب یک دوست خوب

    رهنمود انتخاب دوست خوب
    آیت الله مجتبی تهرانی

    یکی از مهمترین مسائل زندگی انسان در هر عصر و دوره و در هر فرهنگ و مکانی دوست یابی و انتخاب دوست است.
    دین مبین ما رهنمودهای زیادی در این زمینه برای پیروانش دارد و هشدارهای جدی میدهد  که اگر از آنها غفلت شود معلوم نیست این جهل ما را به کجا میکشاند چون در این رابطه پای دنیا و آخرت در میان است .

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: 28 آگوست 2011
  • دیدگاه‌ها خاموش